اسطورهشناسى تطبيقى كرد و اثرى دربارهء اسطورههاى آفرينش نزد سرخپوستان آمريكا ، « 37 » همچنين مقالاتى در باب موضوعات گوناگون تاريخ اسطورهها و اديان « 38 » به چاپ رساند . سيد حسن آصف آگاه بر اين نكته واقف بود كه بدون متخصص شدن در يك زمينه و آموختن زبانهاى اديان مورد مطالعه خود « 39 » ، نمىتوانست از مرحلهء تجزيه و تحليل به مرحلهء تحقيق شخصى و پژوهندگى برسد . به همين خاطر تصميم گرفت كه فعاليتهايش را بهطور ويژه بر آئين زرتشتى « 40 » متمركز كند و تلاش كرد كه زبانهاى باستانى ايران را فرابگيرد . پس انتخاب او براستى شايستهء تحسين و تلاشهايش سزاوار تشويق است .
نكته نخست اينكه ، بر خلاف انتظار ، در يك مركز مطالعات كه در قلب ايران واقع شده است ، حتى يك كارشناس براى اين دين و زبانهاى ايران باستان وجود ندارد ! ! نكته مهمتر اين است كه گرچه اين دين هنوز در ايران و هندوستان به حيات خود ادامه مىدهد و مىتوان
هامش
( 37 ) . آفرينش در اساطير آمريكا ، قم ، نشر اديان ، 1383 . براى تكميل اين اثر ، چهار مجلد زير چاپ است كه اختصاص به روايات آفرينش در اديان و اسطورهشناسىهاى گوناگون جهان ( 2 مجلد ) ، بويژه ايران باستان ( 1 مجلد ) و هندوستان ( 1 مجلد ) دارد .
( 38 ) . ازجمله :
- موعود در آئين زرتشتى ، هفت آسمان ، شماره 4 ( 1378 ) ، ص 122 - 107 .
- طوفان نوح در اسطورههاى بين النهرين و تورات ، همان ، شماره 6 ( 1379 ) ، ص 182 - 165 .
- سپنته آرمئىتى ( سپندار مذ ) ، همان ، شماره 19 ( 1382 ) ، ص 204 - 202 .
- كيهان شناخت و فرضيهء ادوار جهانى هندو ، همان ، شماره 20 ( 1383 ) ، ص 66 - 47 .
- رشن ( رشنو ) ، ايزد دادگرى و آزمايش ايزدى ، همان ، شماره 20 ( 1382 ) ، ص 218 - 215 .
- درجات گناه ، تاوان و پتت در دين زرتشت ، همان ، شماره 28 ( 1384 ) ، ص 223 - 187 .
- دساتير آسمانى ، ديننامهء جعلى زرتشتيان ، همان ، شماره 33 ( 1386 ) .
( 39 ) . متأسفانه مسئولين و پژوهشگران مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب عموما زبانهاى مقدس و آئينى زمينههاى مورد مطالعهء خود را نمىدانند - البته به استثناء كارشناسان و پژوهشگران اسلام . بهعنوان مثال ، كسانى كه روى مسيحيت كار مىكنند ، لاتين يا يونانى نمىدانند . در اين ميان ، حسين توفيقى ، كارشناس دين يهودى و زبان عبرى يك استثناء ستايشبرانگيز است . اما جايزهء ويژهاى را بايد - بىآنكه نام او را در اينجا ذكر كنيم - به مسئول بخش اديان هندى اختصاص داد كه نه سانسكريت مىداند و نه هيچيك از زبانهاى هندى را بلد است ، اما در حضور من ادعا مىكرد كه « هندوئيسم را بهتر از خود هندوها » مىشناسد ! اگر يك « شرقشناس » كه نمىتواند قرآن را بخواند و ساير متون دينى اسلامى را فقط از روى ترجمههايى كه به زبانهاى غربى موجود است مطالعه كرده ، ادعا مىكرد كه « اسلام را بهتر از مسلمانان » مىشناسد ، همين « كارشناس هندوئيسم » - كه البته يك روحانى باتقواى مسلمان است - چه مىگفت ؟
( 40 ) . در حال حاضر ، او ، در كنار فعاليتهاى ديگر خود ، مشغول تدارك يك كتابشناسى جامع از منابع زرتشتى ، مطالعهء ( تصحيح كتاب ) « دساتير آسمانى » مجعول كه به فرقهء آذركيوانيه نسبت داده مىشود ؛ و كار روى آداب تدفين در ايران باستان است .