به مدينه بازگشتند و مصارف خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و بهمراه دو كيسه داشت كه هريك حاوى هزار دينار بود و عرض كرد :
فدايتان شوم اين يك اصل مال و اين ديگرى سود است .
فرمود : اين سودى فراوان است ، ولى با كالا چه كرديد ؟
براى امام تعريف كرد كه چه كردند و چگونه پيمان بستند .
فرمود : سبحان اللّه ! بر زيان گروهى از مسلمانان سوگند مىخوريد كه جز با سود دينارى به يك دينار نفروشيد ؟ !
آنگاه يكى از دو كيسه را گرفت و فرمود : اين اصل مال من و به اين سود نيازى نداريم . سپس فرمود : اى مصارف ، دستيازى بر شمشيرها آسانتر از كسب حلال است . « 1 »
ظاهرا مرجوح و ناپسند بودن در اين روايت به پيمان بستن و انحصارى بودن كالا متوّجه است چنان كه در روايت فرض بر همين است ، امّا در غير اين صورت ( سود صد درصد ) اشكالى ندارد چنان كه مثلا اگر در بازار دو خريدار با هم رقابت كنند ؛ و داستان مشهور « عروه بارقى » و قضيهى « سعد » در روايت سابق كه در شمارهى 58 ذكر شد و حاكى از آن بود كه : « چيزى به دو درهم نمىخريد جز آنكه به چهار درهم مىفروخت » همين بىاشكال بودن را تأييد مىكند .
60 - « حلبى » مىگويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم كسىكه خوراك را احتكار كند و در انتظار سود بيشتر باشد آيا درست است ؟
هامش
( 1 ) - وسائل ج 12 ص 311 به نقل از « كافى » و « تهذيب » .