قريش به نام « حكيم بن حزام » بود كه چون گندم ( و نظاير آن ) به مدينه مىآمد همه را مىخريد ، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر او گذشت و فرمود : اى حكيم بن حزام ، مبادا احتكار كنى . « 1 »
63 - امير مؤمنان على عليه السلام در فرمان خود به مالك اشتر مىفرمايد : بدان ، در عين حال در بسيارى از تاجران سختگيرى بىاندازه و بخل زشت و احتكار به جهت منافع و نرخگذارى و ميل خود در فروختنيها وجود دارد ، و اين موجب زيان به عموم و عيب براى فرمانروايان است ، پس از احتكار منع كن كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از آن منع فرمود . و بايد دادوستد دادو ستدى آسان با ترازوهاى بىكموكاست و به نرخهايى كه به هيچيك از دو گروه خريدار و فروشنده اجحافى نشود صورت گيرد ، پس هركس بعد از نهى تو به احتكار نزديك شد او را كيفر بده و بدون زيادهروى عقوبت كن . « 2 »
از روايات باب احتكار ، محدود كردن سود و مقدّم داشتن مصالح اجتماع بر منافع فرد استفاده مىشود ، و اينكه اگر خوراك و ما يحتاج و موادّ حياتى افراد اجتماع به دست يكفرد و در انحصار او باشد و او بطمع سود بسيار آن را نگهدارد و انبار كند ، حاكم او را مجبور مىسازد با نرخى كه به فروشنده و خريدار اجحافى نباشد و بر هيچيك ستمى نرود آن را بفروشد ، و اين در صورتى است كه خوراك تنهادر دست او باشد و در شهر خوراك و عرضهكنندهى
هامش
( 1 ) - وسائل ج 12 ص 316 به نقل از « كافى » و « فقيه » و « توحيد » و « تهذيب » و « استبصار » .
( 2 ) - نهج البلاغه ج 2 ص 110