س
سارموره
نام پارسى يكى از بيماريهاى چشم مىباشد . در بستان - الاطباء اين كلمه چنين تفسير شده است : « تعريف :
موسرج اسم فارسى فصحيحه مورسرك تفسيره رويس نمله » ( نقل از بستان الاطباء ) .
- رويس بضم راء و فتح و او مصغر كلمهء تازى رأس يعنى سر مىباشد بنابراين معنى رويس نمله : سرك مورچه مىباشد .
و نجيب الدين سمرقندى پزشك اين واژه را چنين تفسير كرده است :
« المور سرج هى خروج الطبقة العنبيه عند انخراق القرنيه . . . هذا اذا خرج جزء يسير منها كرأس النمله . . . » ( نقل از نجيب الدين عمر المتطبب السمرقندى مخطوطهء كتابخانه ملك ) .
اين نام چنان كه ديده شد در برخى كتب طبى به شكل :
موسرج و مورسرج آمده و در ذخيره خوارزمشاهى بساخت : سارموره آمده است كه سار تلفظى مىباشد از سر يعنى بيمارى شبيه به سر مورچه در فرهنگها كلمهء سارموره ديده نشد .
شايد حرف راء در كلمهء سار زايد و اشتباه قلم نويسنده باشد ؟ و بگوئيم اصل كلمه و درست آن چنين بوده :
ساموره پيوند از دو كلمهء « سام » و « ور » ، سام بمعنى درد و ور علامت صفت است مانند : هنرور ، چنان كه