نمىدانم كجايى ؟
آفتابا بسكه پيدايى نمىدانم كجايى * دور از مايى و با مائى نمىدانم كجايى
هر طرف رو آورم روى دل آراى تو بينم * جلو گر از بس به هر جايى نمىدانم كجايى
جمعها سوزند گرد شمع رخسار تو و تو * در ميان جمع تنهايى نمىدانم كجايى
گاه چون يونس به بحرى گه چو عيسى در سپهرى * گاه چون موسى به سينايى نمىدانم كجايى
گاه دلها را به كوى خويش از هر سو كشانى * گاه خود پنهان به دلهايى نمىدانم كجايى
در جهان جويم رخت يا از جنان گيرم سراغت * در دو عالم عالم آرايى نمىدانم كجايى
هر كجا مىخوانمت بر گوش جان آيد جوابم * پيش من با من هم آوايى نمىدانم كجايى
شهر را گردم به شوقت كو به كو منزل به منزل * يا به دشت و كوه و صحرايى نمىدانم كجايى
كعبهاى يا كربلا يا در نجف يا كاظمينى * يا كنار قبر زهرايى نمىدانم كجايى