مرثيه امام عسكرى عليه السلام
سوخت از زهر ز پا تا به سرم * آب گرديده خدايا ! جگرم
پسرم مهدى موعود كجاست ؟ * تا ببيند كه چه آمد به سرم
طوطى باغ جنانم امّا * ريخت يا رب به جهان بال و پرم
از پس ماه صفر زهر جفا * كرد با ختم رسل همسفرم
آب آريد برايم ياران * كه به دل سخت فتاه شررم
اى خدا ياد لب خشك حسين * سوزد از زهر جفا بيشترم
آن حسينى كه سرش هست هنوز * به سر نيزه عيان در نظرم
آن حسينى كه به قاتل مىگفت : * آب ده آب كه سوزد جگرم
من به ايّام جوانى ميثم * به گلستان جنان رهسپرم