زخم قرآن را شفا بخشى به تيغ انتقامت * درد غيرت را مداوايى نمىدانم كجايى
مانده بر لبهاى اصغر همچنان نقش تبسم * تا براى انتقام آيى نمىدانم كجايى
عبد را هجران مولا تلختر از زهر باشد * من تو را عبدم تو مولايى نمىدانم كجايى
ميثم از خون جگر دائم بيادت ديده شويد * تا بر او هم چهره بگشايى نمىدانم كجايى « 1 »
گزارش خدمت كار ايرانى
مرحوم « كُلينى » در كتاب ارزشمند « كافى » روايت كرده است كه مردى از اهالى ايران كه از مردم ولايت فارس بود مىگويد : به منظور خدمت در منزل امام عسكرى عليه السلام به سامرا رفتم ، و امام كار خريد خانه را به من واگذار كرد ، وى مىگويد :
روزى امام عسكرى عليه السلام فرزند خود را به من نشان داد و فرمود :
هذا صاحِبُكُمْ
اين ( فرزند من ) صاحب شماست . وى اظهار كرده بود كه از آن پس امام زمان عليه السلام را نديدم و در آن روزى كه او را ديدم حدود دو سال داشت . « 2 »
مهمترين ملاقات
شايد پر اهميتترين ديدار اصحاب امام عسكرى عليه السلام از امام زمان عليه السلام زمانى بود كه « محمد بن عثمان عمرى » از وكلاى خاص امام زمان عليه السلام همراه با چهل نفر ديگر در خدمت امام بودند ، آن حضرت فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود :
هذا امامُكُمْ مِنْ بَعْدِى وَ خَلِيْفَتِى عَلَيْكُمْ اطِيْعُوهُ وَ لاتَتَفَرَّقُوا مِنْ بَعْدِى فِى ادْيانِكُم
هامش
( 1 ) - نخل ميثم ، مجموعه اشعار غلامرضا سازگار .
( 2 ) - كافى ، كلينى ، ج 1 ، ص 514 .