تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
است .

ج . مغالطه در اعراب و اعجام

سوّم از انواع مغالطات لفظيّه ، مغالطه در اعراب ( زير و زبر ) و اعجام ( نقطه داشتن و نداشتن يا جابجايى نقطه‌ها ) است . مغالطهء كذائى در موردى است كه لفظ داراى معانى متعددى باشد كه منشأ اين تعدّد ، سلسله امورى است كه خارج از ذات و جوهر كلمه بوده و بر هيئت آن عارض مىشوند . بيان ذلك ؛ قايس در لفظ ، تصحيف و تغييرى ايجاد كند كه سبب اشتباه شود و آن تغيير يا در نطق به آن لفظ است ، مثلا : بريد را يزيد تلفظّ كرده يا بازار را باز آر تلفّظ كرده و . . . يا تصحيف به اعجام و نقطه‌گذارى ، در نوشتار و خطّ است . مثلا لفظ مهمله و بىنقطه را با نقطه تلفّظ كند يا بنويسد ( محرم و مجرم ) يا لفظ معمجه و نقطه‌دار را بىنقطه و يا ثاء مثلثه را تاء و . . . تلفّظ كند و يا بنويسد . در كتب قديمى نسخه‌هاى خطى ، از اين‌گونه بدل و اشتباهات فراوان پيش مىآمد كه حتّى در مقام استنباط احكام شرعيّه از روايات هم تأثير مىگذارد و . . . و يا تصحيف به حركات است . مثل كلمه « برّ » يك كلمه است ولى اگر به ضم باء باشد ( برّ ) به معناى گندم است ( البّر منوان بدرهم ) و اگر به فتح باء باشد ( بّر ) به معناى خشكى در مقابل بحر است
وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
« 1 » و اگر به كسر باء باشد ( بّر ) به معانى نيكى است در مقابل فاجر ( لابّد للناس من امير بّرا كان او فاجرا ) . يا تصحيف و تغيير در صيغه است . مثلا جمله « زيد آمد » را هم مىتوان به صورت جملهء خبرى بيان كرد و هم به صورت جملهء انشايى و استفهامى ، يا لفظ مخفّف را مشدّد بخوانيم و . . . و يا تغيير در اعراب لفظ است . مثلا مرفوع را منصوب خواندن و بالعكس كه در خيلى موارد نتيجه دارد و گاهى موجب كفر و شرك است مثلا در آيهء :
وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ
« 2 » اگر رسوله را مجرور خوانده و بر مشركين عطف كنيم ، كلام كفرآميز است و معنا اين مىشود كه خداوند از مشركين و پيامبرش بيزار است . ولى اگر مرفوع بخوانيم
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 59 . ( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 3 .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 505 | على محمدى خراسانى