تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
ولى مراد از اشتراك اسمى در صناعت مغالطه به معناى آنست كه يك لفظ براى دلالت بر بيش از يك معنى صلاحيّت داشته باشد ، چه اين دلالت به بركت وضع باشد يا به قرينه بالمطابقه باشد يا بالالتزام و . . . و چه اين اشتراك اسمى به‌سبب اشتراك لفظى به معناى مذكور - باشد كه قسمتى از اشتراك اسمى و اخصّ از اشتراك اسمى است و چه منشأ اين اشتراك « نقل » ، باشد - قبلا معنايى داشته و فعلا از آن معنا منقول شده . و يا سرچشمهء آن « مجازيّت » باشد و لفظ داراى دو يا چند معناى مجازى است كه در هركدام هم استعمال مىشود ( مثل لاء نفى جنس نسبت به نفى صحت و فايده و نفى لزوم و يا سرچشمهء آن « تشبيه » باشد و از باب تشبيه ، لفظى را در معنايى به كار برده ، مثلا به حبيب اطلاق قمر يا شمس كرده . و يا منشأ آن « تشابه » باشد يعنى لفظ اطلاق بر يك سلسله امورى مىشود كه در صورت ، متشابه ، ولى در حقيقت ، متفاوت هستند . مثل كلمه حيوان نسبت به انسان و ساير حيوانات ديگر ، و يا منشأ آن « اطلاق و تقييد » باشد مثل كلمهء رقبه كه گاهى مطلق استعمال مىشود و گاهى مقيد به قيد ايمان و امثال آن و مانند عام و خاص يا مانند تشكيك كه كلمه نور به طور متفاوت بر مراتب مختلف آن صدق مىكند . بيشترين اشتباهات و مغالطات از قديم الايّام ( مثلا 2500 سال پيش ، از زمان افلاطون و ارسطو و يا حتّى قبل از آنها ) به‌همين ناحيهء « اشتراك اسمى » برمىگردد . « 1 » به خاطر اهميت اين قسم از مغالطه ، بر بحث‌كنندگان ، علما ، دانشمندان و اهل جدل لازم‌ترين امر اين است كه ابتدا مراد خود را از فلان لفظ و عنوان كه محل نزاع است توضيح داده و تعريف روشنى از آن عرضه كنند ؛ چرا كه هر لفظى ، معناى خاص خود را دارد . چه‌بسا با اختلاف عصرها ، زمان‌ها ، مكان‌ها ، علوم و فنون مختلف و بلكه به اختلاف اشخاص فرق داشته باشد و هركدام معنايى را اراده كنند كه اگر به درستى
هامش
( 1 ) . خواجهء طوسى در اساس الاقتباس بيان مىكند كه حكيم بزرگ ، افلاطون در خصوص صناعت مغالطه كتابى نوشته و باقى مباحث منطقى را نياورده و تازه در آن كتاب هم خصوص مغالطات لفظيه را كه مهم‌ترين هستند آورده و باقى اقسام مغالطه را ناديده گرفته است . ص 518 .