شكل چهارم را بدان جهت چهارم گويند كه در نهايت درجه دورى از شكل اوّل و دقيقا نكتهء مقابل آن است ، زيرا در شكل اوّل اوسط ، محمول در صغرى و موضوع در كبرى بود و در شكل چهارم بالعكس است ، به قول قطب در شرح مطالع :
« فهو في غاية البعد عن الطبع و لذلك اسقطه الفارابى و الشيخ عن الاعتبار ( يعنى در تقسيمبندى آوردهاند ولى گفتهاند : ارزشمند نيست ) و بعضهم عن القسمة ايضا [ يعنى اصلا در تقسيمبندى هم آن را نياوردهاند ] . « 1 »
گويا اين شكل چهارم را جالينوس افزوده ، و به نام شكل جالينوسى هم معروف است .
امّا بيان تفصيلى :
نخست اشكال اربعهء قياس اقترانى حملى و سپس اشكال اربعهء اقترانى شرطى را بيان مىكنيم .
شكل اوّل
در رابطه با شكل اوّل سه بحث مطرح است :
الف . تعريف و وجه تسميهء آن : شكل اوّل ، آن قياس اقترانى حملىاى است كه حدّ اوسط در صغرى ، محمول و در كبرى موضوع باشد « كل انسان حيوان و كل حيوان جسم . . . » سپس اين تعريف را با كلمهء اى تفسيريه ، تفسير كرده و مىفرمايند : منظور اين است كه وضع و نحوهء چينش حدّين ( اصغر و اكبر ) با اوسط در مقدمتين قياس ( صغرى و كبرى ) عينا همان وضع و چينشى را دارد كه در نتيجهء قياس ، ميان حدّين برقرار است يعنى : اصغر در « نتيجه » موضوع واقع شده همچنانكه در مقدمه قياس ( صغرى ) نيز ، موضوع است . و اكبر در « نتيجه » محمول واقع شده همچنانكه در مقدمه قياس ( كبرى ) هم ، محمول است .
گويا كسى مىپرسد : جناب مصنف اينكه شما با اى تفسيريه ، كلامتان را تفسير كرديد غرضتان چيست ؟ آيا اين توضيح واضحات نيست ؟
مرحوم مظفر ( ره ) مىفرمايند : غرض ما از اين تفسير آن است كه : حالا كه وضع
هامش
( 1 ) . شرح المطالع ، صفحهء 249 .