افتراض و . . . ندارد ولى ساير اشكال ، نظرى الانتاج هستند و تا به شكل اوّل ارجاع نشوند منتج نخواهند بود ، لذا شكل اوّل بهترين شكل استدلال در منطق ارسطويى است و علّت بديهى الانتاج بود اين است كه : شكل اوّل از استدلال ، بر مقتضاى طبع است كه طبع هر انسان عاقلى آن را مىپسندد ، به قول قطب رازى در شرح مطالع :
« انّما وضعت الاشكال في هذه المراتب لانّ الشكل الاول هو النظم الطبيعى لانتقال الذهن فيه من الاصغر الى الاوسط و منه الى الاكبر حتى يلزم انتقاله من الاصغر الى الاكبر و هو انتقال طبيعى يتلقاه الطبع السليم بالقبول » . « 1 »
بر همين اساس نتيجهء اين شكل در خود مقدمات بهطور مجمل نهفته است و پس از قبول مقدمات ، مطلب تمام و نتيجه حتمى است و حاجتى به اثبات ندارد .
شكل دوّم را دوّم گويند به دليل اينكه يك درجه از شكل اوّل پستتر است ، زيرا در اشرف المقدمتين ( صغرى ) با شكل اوّل مساوى و شريك است و در صغراى هردو شكل اصغر ، موضوع و اوسط ، محمول است .
وجه اشرفيت صغرى اين است كه : صغرى مشتمل بر اصغر است و اصغر ، موضوع نتيجه است و موضوع از محمول اشرف است ، به قول صاحب شرح مطالع :
« لانّ المحمول في الاغلب يكون خارجا تابعا و المتبوع المعروض اشرف و لان المحمول انّما هو مذكور مطلوب في القضية لاجله « موضوع » حتى يرتبط عليه با لايجاب او السلب » . « 2 »
شكل سوّم را كه سوّم گويند به دليل اينكه دو درجه از شكل اوّل پستتر است ، زيرا در اخس مقدمتين ( كبرى ) با شكل اوّل شركت دارد كه در هردو اوسط ، موضوع و اكبر ، محمول است .
وجه اخسيّت كبرى اين است كه كبرى مشتمل بر اكبر است و اكبر در نتيجه ، محمول است پس كبرى بر محمول نتيجه ، مشتمل است و محمول اخسّ از موضوع است چون تابع او و از عوارض او است .
هامش
( 1 ) . شرح المطالع ، صفحهء 249 .
( 2 ) . شرح المطالع ، صفحهء 249 .