سؤال : چرا اين منزل يا آپارتمان ساخته شده و به وجود آمده است ؟
جواب : براى اينكه در آن ساكن شوم .
و يا : چرا فلانى رياضت مىكشد ؟
جواب : تا صحت و سلامتى خود را باز يابد و . . .
شكل منطقى اين دو استدّلال :
هذه الدار انشأت « صغرى »
و كلّ دار نشأت فهو مسكون « كبرى »
فهذه الدار مسكون « نتيجه »
و
فلان يرتاض « صغرى »
و كلّ من يرتاض يصح « كبرى »
ففلان يصح « نتيجه »
نكته : در موجودات مادّى اعّم از اجرام علوى و اجسام سفلى آن هم اعّم از جمادات و نباتات و حيوان ، علل اربعه موجود است ولى در مجرّدات تنها علّت فاعلى و غائى مطرح است امّا علّت مادى و صورى ندارند .
8 . توضيح و تكميل مبحث قبل و دفع شبهه
امر هشتم در حقيقت توضيح و تكميل مبحث هفتم بوده و جواب از يك اشكال است .
بيان ذلك : از طرفى در مباحث قبل روشن شد كه برهان آن قياسى است كه يقين آور باشد و نتيجهاش مثل مقدّمات آن ضرورى و واجب القبول باشند و گرنه برهان نبوده و از ساير صناعات خواهد بود .
از طرف ديگر قبلا روشن شد كه در برهان لمّى ما از راه علم به علّت ، علم به وجود معلول پيدا مىكنيم آن هم يقين واجب ، ضرورى ، و لا بدّ منه و مسلّم القبول همانطور كه در برهان انّى از علم به معلول علم به علّت پيدا كرديم كه فعلا كارى به او نداريم .
از طرف سوم در برهان لمّى وقتى از راه علم به علّت ، علم به معلول پيدا مىكنيم آن هم علمى يقينى و ضرورى كه علّت به گونهاى باشد كه هنگام حصول علّت ، حتما معلول هم حاصل شود و گرنه يقين به نتيجه پيدا نمىشود . معناى اين سخن اين است كه :