الحيوان مركّب من الاضداد « صغرى »
و كلّ مركّب من الاضداد يفسد « كبرى »
فالحيوان يفسد او فاسد « نتيجه »
3 . علّت صورى
از آن به صورت هم تعبير مىشود و مراد از صورت همان فعليّت شيىء است كه داراى فلان صورت نوعيّه باشد و گاهى از آن تعبير به « ما به الوجود مىشود » يعنى چيزى كه به سبب او شىء در خارج فعليّت پيدا كرده و بالفعل موجود مىشود و واضح است تا به مادّه صورت نوعيّهء خاصّى مقترن نشود آن مادّه متحقّق و متكون نشده و فعليّت پيدا نمىكند مثلا هيئت و صورت نوعيّهء سريرى ( تخت ) كه وقتى در مادّه يعنى چوب و ميخ موجود شد تخت يا منبر ايجاد مىشود . همچنين هيئت ساختمان و صورت نوعيّه انسانى كه بر روى جنين و نطفه مىآيد و به واسطهء اين صورت آن نطفهء انسان بالفعل مىشود و گرنه بدون آن انسان بالقوّه بوده است .
مثال اخذ علّت صورى در وسط برهان :
سؤال : چرا اين زاويه قائمه است ؟ در جواب : به علّت اينكه دو ضلع آن عمود بر يكديگر هستند .
شكل منطقى استدّلال :
هذه الزاوية ضلعاها متعامدان « صغرى »
و كلّ زاويه ضلعاها متعامدان قائمة « كبرى »
فهذه الزاويه قائمة « نتيجه »
4 . علّت غائى
به آن غايت و مقصد و هدف نيز گفته مىشود و گاهى از آن به عنوان « ماله الوجود » تعبير مىشود يعنى آن چيزى كه براى خاطر آن فلان شىء موجود و متكون شده ، خالق هستى و معطى الوجود ، فلان موجود را براى فلان هدف آفريده يا فلان صانع ، فلان مصنوع ، را براى فلان هدف ساخته است . هدف و غايت ساختن تخت عبارت است از جلوس بر آن ، هدف از ساختن منزل ، سكونت در آن است و . . . ،
مثال براى اخذ علّت غائى يا غايت در وسط برهان :