أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ
« 1 »
كه اگرچه معناى ظاهرى آيه بتپرستى باشد ولى معناى باطنى آيه خداى وهمى ، خيالى و ساخته ذهنى را هم شامل مىشود . پس خدايى را كه عقل ، ايمان و عرفان بايد بشناسد با توهمات شناختهاند . واضح است كه خداى وهمى گاهى جسمانى و گاهى شبيه به انسان و . . . درمىآيد .
خلاصه اينكه : قضاياى وهميهء صرفه قضايا و احكامى هستند كه حاكم به آنها وهم است آن هم در امور مجرّده از مادّه و مادّيات و چنين احكامى كاذبه بوده و سهمى از حقيقت ندارند و سايهاى از حقيقت نصيب آنها نشده ولى با اين حال و هم زيربار نرفته و غير از آنها را نمىپذيرد ، لذا در قياسهاى مغالطهاى و سفسطه از آنها استفاده مىكند . راه درمان اين امر ، استفاده از عقل سليم و عقل فطرى است كه اگر عقل حاكم شد جلوى خطاها و انحرافات و توهمات گرفته مىشود .
هامش
( 1 ) . سورهء صافات / 95 .