پس جلو رفت و گفت : شمشيرت را بگذار و نزد امام عليه السل برو گفت : هرگز چنين نكنم .
ابو ثمامه گفت : پس دست من روى شمشيرت باشد ، تا تو پيامت را ابلاغ كنى .
گفت : هر گز چنين نكنم .
ابو ثمامه گفت : پيامت را به من بده تا براى امام ببرم ، تو مرد زشت كارى هستى و من نمىگذارم بر امام عليه السل وارد شوى .
او قبول نكرد و برگشت و ماجرا را براى عمر بن سعد بازگو كرد .
سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پيكى ديگر از آمدن حسين عليه السل پرسيد ، امام عليه السل در جواب فرمود :
مردم كوفه مرا دعوت كردهاند و پيمان بستهاند بسوى كوفه مىروم ، اگر خوش نداريد باز مىگردم . . . « 1 »
روز چهارم محرم و اعزام سپاه دشمن
در روز چهارم محرم ، عبيداللَّه بن زياد مردم را در مسجد كوفه جمع كرد و سخنرانى نمود و ضمن آن مردم را براى شركت در قتل امام حسين عليه السل ترغيب و تشويق نمود . سپس از منبر پائينآمد .
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 410 .