درآورد ، حُر به ناچار از اسب پياده شد و به جنگ ادامه داد تا آنكه چهل و چند نفر را به هلاكت رساند ، در اين هنگام لشكر پياده نظام عمر بن سعد بر او حمله بردند و او را زمينگير كردند .
امام عليه السل بر بالين او نشست و خون از چهرهاش پاك نمود و فرمود : تو حر و آزادهاى همانگونه كه مادرت تو را به آن نام نهاد ، تو در دنيا و آخرت آزادهاى . « 1 » 16 - حبيب بن مظاهر
او از اصحاب رسول خدا صلّى اللَّهعليهوآله بود و در كوفه سكونت داشت . در تمام جنگها در ركاب امير مؤمنان عليه السل شمشير زد و سرانجام مشتاقانه به يارى امام حسين عليه السل شتافت ، حبيب و « مسلم بن عوسجه » درك كوفه براى امام حسين عليه السل بيعت مىگرفتند و چون عبيداللَّه بن زياد به كوفه آمد و اهل كوفه مسلم را تنها گذاشتند ، قبيلهء حبيب آنها را پنهان كردند تا آسيبى به آنها نرسد .
هنگاميكه امام حسين به كربلا آمد آن دو بسوى آن حضرت حركت كردند ، روزها مخفى مىشدند و شبها بسوى آن حضرت مىشتافتند .
روز عاشورا وقتى امام حسين عليه السل فرصت خواست تا نماز ظهر را بخواند « حصين بن نمير » گفت : نماز از شما پذيرفته نيست .
هامش
( 1 ) - حيالا الامام الحسين ، ج 3 ، ص 221 به نقل از قصه كربلا ، ص 304 .