فَمِنْهُم مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلًا ( احزاب ، 33 )
« حبيب بن مظاهر » نزديك آمد و گفت : مسلم ! شهادت تو سخت بر من گران است ، تو را به بهشت بشارت مىدهم .
مسلم با صداى ضعيفى گفت : خداوند تو را هم مژده خير دهد
حبيب گفت : اگر من هم به زودى به تو ملحق نمىشدم دوست داشتم وصّى تو باشم تا به وصيتهاى تو عمل كنم .
مسلم گفت : تو را به اين شخص ( امام حسين عليه السلام ) وصيت مىكنم كه جان خود را فداى او كنى و با دست خو دبه امام اشاره كرد .
حبيب گفت : به خداى كعبه قسم كه چنين كنم .
پس مسلم بن عوسجه جان به جان آفرين تسليم كرد و روحش به رياض جنت پر كشيد . « 1 » 15 - حر بن يزيد رياحى
« حربن يزيد » ابتدا از سران لشكر دشمن بود ، اما سرانجام به نداى حق لبيك گفت و با اشتياق فراوان به استقبال شهادت رفت .
وى با « زهير بن قين » با دشمن پيكار مىنمود و چون يكى در محاصره قرار مىگرفت ديگرى به كمكش مىشتافت .
شخصى بنام « ايوب بن شرح » تيرى به اسب حُرّ زد و او را از پاى
هامش
( 1 ) - نفس المهموم ، ص 264 .