تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
از حيث ايجاب و سلب متوافقين باشند يعنى اگر اصل موجبه است عكس هم موجبه باشد و اگر سالبه است سالبه باشد و گرنه از صدق اصل ، صدق عكس لازم نمىآيد چنانچه در مثال ذيل مشهود است : « كل انسان ناطق » ( اصل و صادق ) « بعض الناطق ليس به انسان » ( عكس و كاذب ) ، پس بايد كيفيت باقى و محفوظ باشد . د . قيد « و الصدق » : در عكس بايد صدق هم باقى باشد بدين‌معنى كه اگر اصل ، يك قضيهء صادقه بود حتما بايد عكس نيز يك قضيه صادقه باشد و علت آن است كه هميشه اصل ، ملزوم و عكس ، لازم است و واضح است كه هر كجا ملزوم صادق آيد لازم نيز صدق مىكند . مثلا « هر كجا طلوع شمس باشد روشنايى عالم ، حرارت و وجود روز نيز هست » لذا كلما صدق الاصل صدق العكس ، اين معناى تبعيت در صدق و كيف است يعنى هميشه عكس از اين دو ناحيه ، تابع اصل است كه اگر اصل موجبه بود عكس نيز چنين است و اگر اصل صادق بود عكس نيز صادق است . ه : امّا در باب عكس مستوى بقاء كميت معتبر نيست يعنى چنين نيست كه هرگاه اصل كليت داشت عكس نيز كليت داشته باشد . اگرچه در پاره‌اى از قضايا كميت محفوظ است ، مانند موجبهء جزئيه كه به موجبهء جزئيه منعكس مىشود و سالبه كليه كه به سالبه كليه تبديل مىشود ولى در برخى از قضاياى محصوره كميت محفوظ نيست مانند موجبهء كليه كه به جزئيه عكس مىشود و سالبهء جزئيه كه اصلا عكس ندارد و تفصيلا براهين ادعاها تبيين خواهد شد . و . در عكس مستوى بقاء صدق معتبر بود امّا بقاء كذب معتبر نيست يعنى چنين كه اگر اصل كاذب بود حتما عكس هم كاذب باشد و در كذب هم تابع اصل باشد بلكه اگر عكس ، لازم مساوى اصل باشد مثل « ضاحك نسبت به انسان » البته از كذب اصل كذب عكس لازم مىآيد يعنى اگر چيزى انسان نبود ضاحك هم نيست و از انتفاء ملزوم ، انتفاء لازم تحقق مىيابد ولى اگر لازم ، يك لازم اعمى بود مانند حرارت نسبت به شمس البته چنين نيست كه با نبود طلوع شمس حرارت هم به كلى نابود شود بلكه ممكن است حرارت باقى بماند به علت آتش يا حركت و دويدن ، زيرا موجبهء جزئيه از موجبهء كليه اعم است و هر كجا موجبه كليه باشد جزئيه هست و لا عكس يعنى چنين نيست كه هر جا موجبه جزئيه بود كليه هم باشد پس ممكن است كليه نباشد ولى جزئيه باشد ، مثلا : « كل حيوان انسان » كذب است ولى « بعض الحيوان انسان » و « بعض الانسان حيوان » هر
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 450 | على محمدى خراسانى