آرزوى اموال قارون [ سنبل زراندوزى و سرمايهدارى در قرآن كه از قوم بنى اسرائيل بوده ] و ملك يا ملك قبيلهها باشد [ على در انديشهء لقاء پروردگار و رسيدن به وصال حق است و ثروت و مقام دنيوى چشم على را پر نكرده و آرزويش رسيدن به آنها نيست . ]
[ چرا به فكر مال و منال دنيوى باشم ] و مگر نه اينست كه همهء ما [ چه آنها كه دنيا به آنان اقبال كرده و چه آنها كه دنيا به آنها پشت كرده يعنى غنى و فقير ، سلطان و رعيت و . . . ] عاقبت فانى شده و سرانجام از دنيا خواهيم رفت ؟ و روز قيامت صاحبان گنجها و زراندوزان پاى محاسبه مىنشيند و از آنها به طوائل مطالبه مىشود [ جمع طائل به معناى نعمتهاى فراوان يا جمع طويل يعنى محاسبهء طولانى ]
حال كه چنين است پس اى دنيا برو و غير على را بفريب ، چرا كه على نسبت به آنچه در تو است [ از ابزار فريب انسانها ] از عزّت ظاهرى ، و ملك و مقام ظاهرى ، و نعمتها و منافع ظاهرى ، تمايلى ندارد و راغب نيست
نفس على به آنچه كه خدايش روزى كرده [ دو قرص نان جو و . . . ] قانع است ، پس شأن تو اى دنيا [ با على سنخيّت ندارد ، پس برو به سراغ : ] اهل غائلهها و شرور و مفاسد .
چرا كه على از خداوند در فرداى قيامت و روز ملاقات با حق خائف و از عذاب هميشگى كه هرگز زوالپذير نخواهد بود ترسان است .
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : پس على در حالى از دنيا رفت كه هيچ مظلمه و حق الناسى به گردنش نبود [ سبكبال به ملكوت اعلى پرواز نمود و نجى المخفّفون ] و در حالى خداى را ملاقات نمود كه ستوده و پسنديده و مرضى خدا بود و نه ملامت و مذمّت و سرزنش شده ،
سپس ائمه و پيشوايان معصوم بعد از على عليه السّلام هم به دو اقتدا نمودند و همان
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١١