فكتب الضلال حرام محرّم « نتيجه »
و حذف متعلق مفيد عموم است يعنى هرفعل اختيارى مكلف كه در رابطه با اين كتب باشد حرام است كه همان حفظ و . . . باشد .
ج : فراز ديگرى از روايت تحف : « 1 »
هرچيزى كه به سبب آن شرك و كفر در جميع وجوه معاصى تقويت شود حرام است .
طبق اين كبراى كلى مىگوئيم :
كتب ضلال سبب تقويت شرك و كفر است « صغرى »
و هرچيزى كه اين گونه باشد حرام است « كبرى »
پس كتب ضلال حرام است « نتيجه » . . .
د : فراز ديگر از روايت تحف : او باب يوهن به الحق « 2 » ، يعنى هربابى كه مايهء وهن و سستى حق [ دين و اعتقادات ] باشد حرام است . آنگاه مىگوئيم .
كتب ضلال بابى است كه يوهن به الحق « صغرى »
و هرچيزى كه اين گونه باشد حرام است « كبرى »
پس كتب ضلال حرام است « نتيجه »
د : روايت عبد الملك كه در مبحث تنجيم بيان شد ، و آن اينكه : وى به امام صادق عليه السّلام از وضع خود شكوه كرد كه : من مردى هستم كه مبتلا شدهام به نظر در نجوم و معتاد به اين امر هستم ، چه كنم ؟
حضرت فرمود : آيا حكم هم مىكنى [ يعنى اوضاع فلكى را در حادثات ارضى مؤثر مىدانى ؟ ]
عرض كردم : آرى ،
هامش
( 1 ) در اوّل جلد اوّل حديث تحف العقول مبسوطا ذكر شد .
( 2 ) در اوّل جلد اوّل حديث تحف العقول مبسوطا ذكر شد .