اما راجع به حرمت : حفظ كتب ضلال حرام است ، و دليل مطلب ادّله اربعه مىباشد :
1 - علامه در كتاب تذكره « 1 » و منتهى « 2 » فرموده : لا خلاف در تحريم ، كه اين لا خلاف شبه اجماع است پس دليل اوّل ما اجماع منقول است .
2 - دليل دوّم ، حكم عقل است : عقل هر عاقلى به اين كبراى كلى مستقل است كه مادّه و ريشهء فساد را بايد قطع كرد . [ مثلا اگر در عضوى از اعضاء بدن غدّهاى بوجود آمد كه مسرى است و كمكم به ساير اعضاء بدن سرايت مىكند بايد ريشهء فساد را قطع كرد . يا مثلا اگر در عضوى از اعضاء جامعه بيمارى مسرى پديد آمد مثلا فردى مبتلا به ايدز يا طاعون و . . . گرديد بايد او را از جامعه دور كرد و گرنه بيمارى او سرايت مىكند و ديگران را به تباهى مىكشاند ، و . . . ]
و خطرناكترين مادّهء فساد ، فساد فكرى و اعتقادى است كه حيات انسانى جامعه را تهديد مىكند ، و حفظ كتب ضلال ، مادّهء فساد فكرى جوانان يك جامعه است پس بايد نابود گردد . و به صورت قياس منطقى مىگوئيم .
كتب ضلال مادّهء فساد است « صغرى »
و مادهء فساد بايد قطع گردد « كبرى »
پس كتب ضلال بايد نابود گردد « نتيجه »
و وقتى امحاء و نابود كردن آنها واجب بود ، پس ابقاء و امساك و حفظ آنها حرام خواهد بود از باب اينكه امر به شيىء مقتضى نهى از ضد است . و هو المطلوب .
3 - دليل سوّم يا قرآن : از قرآن به دو آيه اشاره مىكنند :
الف : قوله تعالى :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ
هامش
( 1 ) تذكرة ج 1 ص 582 .
( 2 ) المنتهى ج 2 ص 1013 .