جمع شده و يك زن نائحه و نوحهگر را آورده و او مىخواند و اشك مىريزد و مجلس را گرم مىكند و يا يكى از مصيبت ديدهها نوحهگرى مىكنند و . . . ] و نوحهگرى دو شعبه دارد :
1 - نوح بالحقّ : يعنى در مقام نوحهگرى كلماتى مىگويد كه صدق و حق و مطابق واقع و در شأن ميّت است .
2 - نوح بالباطل : يعنى سخنانى مىگويد كه دروغ و كذب محض است مثلا مىگويد : عابد دوران رفت در حالى كه او در عمرش يك بار سجده نكرده است و . . .
[ البته شايد مراد از باطل نوحهگرى به آهنگ غنايى باشد و شايد مراد از باطل يعنى كلمات كفرآميز و شركآلود گفتن در مقام مصيبت باشد ولى مرحوم شيخ باطل را به معناى كذب و حق را به معناى صدق گرفتهاند . ]
امّا بحث حكمى : چهار دسته روايات داريم و به تبع آن چهار قول يا احتمال مطرح است :
1 - نوحهگرى مطلقا حرام است چه بر حق و چه بر باطل .
2 - نوحهگرى مطلقا جايز است .
3 - نياحت مطلقا كراهت دارد .
4 - تفصيل ميان نوح به حق و نوح به باطل كه مرحوم شيخ همين را اختيار كرده و مىفرمايد :
ما دليلى نداريم كه نوحهگرى فى نفسه امر حرامى باشد بلكه از جهت ترتب كذب و باطل حرام مىباشد و غير واحدى از اخبار « 1 » بر همين تفصيل ما دلالت دارد : [ از جملهء اين حديث : لا بأس بكسب النائحة اذا قالت صدقا ، مفهومش اينست كه اگر دروغ بگويد ففيه بأس . . . ]
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 12 ص 91 باب 17 ، احاديث وارده