تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
وَأَصْبَحَ فَقْري مُسْتَجيراً بِغِناكَ ، وَأَصْبَحَ جَهْلي مُسْتَجيراً و براى بر طرف شدن نيازم به بىنيازى تو پناه آوردم ، و نادانى خود را با آويختن بِحِلْمِكَ ، وَأَصْبَحَتْ قِلَّةُ حيلَتي مُسْتَجيرَةً بِقُدْرَتِكَ . وَأَصْبَحَ به حلم و بردبارى تو جبران مىكنم ، و بيچارگى خود را با پناه آوردن به قدرت تو بر طرف مىكنم . خَوْفي مُسْتَجيراً بِأَمانِكَ ، وَأَصْبَحَ دآئي مُسْتَجيراً بِدَوآئِكَ ، ترسم به دامان امان و امنيّت تو پناه آورده ، دردم به دواى تو پناه آورده است ؛ وَأَصْبَحَ سُقْمي مُسْتَجيراً بِشِفآئِكَ ، وَأَصْبَحَ حَيْني مُسْتَجيراً بيماريم در پناه شفاى تو آمده ، از هلاكت و نابودىام دست به دامان بِقَضآئِكَ ، وَأَصْبَحَ ضَعْفي مُسْتَجيراً بِقُوَّتِكَ ، وَأَصْبَحَ ذَنْبي قضاى تو شده‌ام ، ناتوانى من از نيروى تو كمك مىجويد ، و گناهانم مُسْتَجيراً بِمَغْفِرَتِكَ ، وَأَصْبَحَ وَجْهِيَ الْفانِيَ الْبالِيَ مُسْتَجيراً در پى بخشش تواند ، و رخسار نابودشدنى و كهنه‌شونده‌ام بِوَجْهِكَ الْباقِي الدَّآئِمِ الَّذي لايَبْلى وَلايَفْنى . يا مَنْ لايُواريهِ به روى مبارك و هميشگى و پايدار تو كه فنا و كهنگى در آن نيست پناهنده شده است . اى كسى كه پنهان نمىكند لَيْلٌ داجٍ ، وَلا سَمْآءٌ ذاتُ أَبْراجٍ ، وَلا حُجُبٌ ذاتُ ارْتِجاجٍ ( أَتْراجٍ ) ، شب تاريك از او چيزى را ، و نه آسمان پر از برج‌ها ( مجموعهء ستارگان ) ، و نه حجاب‌هاى پيوسته وَلا مآءٌ ثَجَّاجٌ في قَعْرِ بَحْرٍ عَجاجٍ ، يا دافِعَ السَّطَواتِ ، يا كاشِفَ و نه آب‌هاى ريزان در ژرفاى دريا . اى كسى كه چيرگى دشمنان را بر طرف مىكند ، اى كسى كه الْكُرُباتِ ، يا مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَماواتٍ . أَسْأَلُكَ يا اندوه‌ها را بر طرف مىكند ، اى كسى كه بركت‌ها را از بالاى هفت آسمان مىفرستد ، اى فَتَّاحُ يا نَفَّاحُ يا مُرْتاحُ ، يا مَنْ بِيَدِهِ خَزآئِنُ كُلِّ مِفْتاحٍ ، أَنْ بسيار گشايش‌گر ؛ اى بسيار نعمت‌دهنده ؛ اى راحتى ؛ اى كسى كه گنجينه‌هاى تمام كليدها در دست توست ؛ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الطَّاهِرينَ الطَّيِّبينَ ، وَأَنْ تَفْتَحَ از تو در خواست مىكنم بر محمّد و آل محمّد - كه پاك و پاكيزه‌اند - درود بفرستى و