وَأَصْبَحَ فَقْري مُسْتَجيراً بِغِناكَ ، وَأَصْبَحَ جَهْلي مُسْتَجيراً
و براى بر طرف شدن نيازم به بىنيازى تو پناه آوردم ، و نادانى خود را با آويختن
بِحِلْمِكَ ، وَأَصْبَحَتْ قِلَّةُ حيلَتي مُسْتَجيرَةً بِقُدْرَتِكَ . وَأَصْبَحَ
به حلم و بردبارى تو جبران مىكنم ، و بيچارگى خود را با پناه آوردن به قدرت تو بر طرف مىكنم .
خَوْفي مُسْتَجيراً بِأَمانِكَ ، وَأَصْبَحَ دآئي مُسْتَجيراً بِدَوآئِكَ ،
ترسم به دامان امان و امنيّت تو پناه آورده ، دردم به دواى تو پناه آورده است ؛
وَأَصْبَحَ سُقْمي مُسْتَجيراً بِشِفآئِكَ ، وَأَصْبَحَ حَيْني مُسْتَجيراً
بيماريم در پناه شفاى تو آمده ، از هلاكت و نابودىام دست به دامان
بِقَضآئِكَ ، وَأَصْبَحَ ضَعْفي مُسْتَجيراً بِقُوَّتِكَ ، وَأَصْبَحَ ذَنْبي
قضاى تو شدهام ، ناتوانى من از نيروى تو كمك مىجويد ، و گناهانم
مُسْتَجيراً بِمَغْفِرَتِكَ ، وَأَصْبَحَ وَجْهِيَ الْفانِيَ الْبالِيَ مُسْتَجيراً
در پى بخشش تواند ، و رخسار نابودشدنى و كهنهشوندهام
بِوَجْهِكَ الْباقِي الدَّآئِمِ الَّذي لايَبْلى وَلايَفْنى . يا مَنْ لايُواريهِ
به روى مبارك و هميشگى و پايدار تو كه فنا و كهنگى در آن نيست پناهنده شده است . اى كسى كه پنهان نمىكند
لَيْلٌ داجٍ ، وَلا سَمْآءٌ ذاتُ أَبْراجٍ ، وَلا حُجُبٌ ذاتُ ارْتِجاجٍ
( أَتْراجٍ ) ،
شب تاريك از او چيزى را ، و نه آسمان پر از برجها ( مجموعهء ستارگان ) ، و نه حجابهاى پيوسته
وَلا مآءٌ ثَجَّاجٌ في قَعْرِ بَحْرٍ عَجاجٍ ، يا دافِعَ السَّطَواتِ ، يا كاشِفَ
و نه آبهاى ريزان در ژرفاى دريا . اى كسى كه چيرگى دشمنان را بر طرف مىكند ، اى كسى كه
الْكُرُباتِ ، يا مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَماواتٍ . أَسْأَلُكَ يا
اندوهها را بر طرف مىكند ، اى كسى كه بركتها را از بالاى هفت آسمان مىفرستد ، اى
فَتَّاحُ يا نَفَّاحُ يا مُرْتاحُ ، يا مَنْ بِيَدِهِ خَزآئِنُ كُلِّ مِفْتاحٍ ، أَنْ
بسيار گشايشگر ؛ اى بسيار نعمتدهنده ؛ اى راحتى ؛ اى كسى كه گنجينههاى تمام كليدها در دست توست ؛
تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الطَّاهِرينَ الطَّيِّبينَ ، وَأَنْ تَفْتَحَ
از تو در خواست مىكنم بر محمّد و آل محمّد - كه پاك و پاكيزهاند - درود بفرستى و
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 659
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٦٥٩