إِلَيْهِ ، لِيَشْفَعَ إِلى شُفَعآئِهِ ، وَأَهْلِ مَوَدَّتِهِ وَخُلَصآئِهِ ، أَنْ
تا شفاعت كند نزد شفيعانش و آنها كه مودّت و دوستى ايشان را دارند و خود را در راه آنان خالص نمودهاند كه
يَسْتَنْقِذُوني مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ . أَللَّهُمَّ إِنّي أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ
مرا از ناخوشآيندهاى دنيا و آخرت نجات بخشند . بار الها ؛ من به واسطهء
بِعَبْدِكَ عُثْمانَ بْنِ سَعيدٍ ، وَاقَدِّمُهُ بَيْنَ يَدَيْ حَوآئِجي أَنْ تُصَلِّيَ
بندهء خوبت جناب عثمان بن سعيد ، به تو متوسّل مىشوم ؛ و او را پيشاپيش حوائجم مقدّم مىدارم كه
عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَشيعَتِهِ وَأَوْلِيآئِهِ ، وَأَنْ تَغْفِرَ لِيَ الْحَوْبَ
بر محمّد و آل محمّد و شيعيان و دوستانشان درود فرستى ، و گناهان و اشتباهاتم را ببخشى ،
وَالْخَطايا ، وَتَسْتُرَ عَلَيَّ الزَّلَلَ وَالسَّيِّئاتِ ، وَتَرْزُقَنِي السَّلامَةَ
و لغزشها و زشتىها را بر من بپوشانى ، و سالم ماندن
مِنَ الرَّزايا . فَكُنْ لي يا وَلِيَّ اللَّهِ شافِعاً نافِعاً ، وَرُكْناً مَنيعاً
از مصيبتها را نصيبم گردانى . بدين سان ، اى ولىّ خدا ؛ واسطهگرى سودمند ، و تكيهگاهى محكم
دافِعاً ، فَقَدْ أَلْقَيْتُ إِلَيْكَ بِالْآمالِ ، وَوَثِقْتُ مِنْكَ بِتَخْفيفِ الْأَثْقالِ ،
و مدافع براى من باش ؛ مىدانى كه با آرزوهاى فراوان نزدت آمدهام ، و اطمينان دارم كه سنگينى گناهان مرا كم مىكنى ،
وَقَرَعْتُ بِكَ يا سَيِّدي بابَ الْحاجَةِ ، وَرَجَوْتُ مِنْكَ جَميلَ
و به واسطهء تو اقدام به كوبيدن درب حاجت كردهام ، و از تو اميد بهترين
سِفارَتِكَ ، وَحُصُولَ الْفَلاحِ بِمَقامِ غِياثٍ أَعْتَمِدُ عَلَيْهِ وَأَقْصُدُ إِلَيْهِ ،
پيغامرسانى را دارم ، و اميدوارم به واسطهء شما رستگارى حاصل كنم به جايگاه دادرسى كه به او اعتماد دارم و به قصد دستيابى به
وَأَطْرَحُ نَفْسي بَيْنَ يَدَيْهِ ، وَالسَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ .
او نزد شما آمدهام ، و جانم را پيش رويش بيفكنم . سلام و رحمت و بركات خداوند نثارت باد . سپس ، نماز زيارت را به جاى آورده و به او و ديگر كسانى كه در نيابت با او شريك بودهاند هديه كن ، درود خدا بر همهء آنان باد . سپس در حالى كه رو به روى ايشان مىباشى ، با آن بزرگوار وداع كن . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 102 / 292 .