إِلى أَبْوابِهِمُ الْعامِرَةِ إِلى يَوْمِ الدّينِ ، وَاجْعَلْ أَرْواحَنا تَحِنُّ
به درگاهشان كه آباد است تا قيامت ، تلاش كنيم . روح و روان ما را مشتاق و مايل
إِلى مَوْطِىِ أَقْدامِهِمْ ، وَنُفُوسَنا تَهْوِي النَّظَرَ إِلى مَجالِسِهِمْ
قدمگاهشان كن . جان ما را واله و شيداى نگاه كردن به مجلسها
وَعَرَصاتِهِمْ ، حَتَّى كَأَنَّنا نُخاطِبُهُمْ في حُضُورِ أَشْخاصِهِمْ ،
و صحن و سراىشان گردان . به گونهاى كه گويا حضور عينى دارند و ما با آنان گفت و گو مىكنيم .
فَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سادَةٍ غآئِبينَ ، وَمِنْ سُلالَةٍ طاهِرينَ ، وَمِنْ
پس خداوند بر اين آقايان و سروران پنهان از ديدگان ، از نسل پاكان ، و
أَئِمَّةٍ مَعْصُومينَ . أَللَّهُمَّ فَأْذَنْ لَنا بِدُخُولِ هذِهِ الْعَرَصاتِ الَّتِي
امامان معصوم و دور از گناهان ؛ درودى پيوسته نثار كند . بار الها ؛ اجازه بفرما تا وارد اين صحن و سراها شويم كه
اسْتَعْبَدْتَ بِزِيارَتِها أَهْلَ الْأَرَضينَ وَالسَّماواتِ ، وَأَرْسِلْ
از ساكنان زمينها و آسمانها خواستهاى با زيارتشان تو را بپرستند و عبادتت را به جاى آورند ؛
دُمُوعَنا بِخُشُوعِ الْمَهابَةِ ، وَذَلِّلْ جَوارِحَنا بِذُلِّ الْعُبُودِيَّةِ وَفَرْضِ
اشكهاى ما را با خشوعى كه از هيبت سرچشمه گرفته بريزان ، و اعضا و جوارح ما را به فروتنى بندگى و وجوب فرمانبردارى رام گردان ؛
الطَّاعَةِ ، حَتَّى نُقِرَّ بِما يَجِبُ لَهُمْ مِنَ الْأَوْصافِ ، وَنَعْتَرِفَ بِأَنَّهُمْ
تا بدين وسيله ، به اوصافى كه لازمهء وجودى ايشان است اقرار كنيم ، و اعتراف نماييم كه ايشان
شُفَعآءُ الْخَلايِقِ إِذا نُصِبَتِ الْمَوازينُ في يَوْمِ الْأَعْرافِ ، وَالْحَمْدُ
در روز شناختهشدن ( قيامت ) كه ميزان سنجش اعمال برقرار مىشوند شفيعان تمام مخلوقات ( لايق شفاعت ) هستند . ستايش
للَّهِ وَسَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذينَ اصْطَفى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّاهِرينَ .
ويژهء خداست ؛ و سلام بر بندگان برگزيده خداوند ، حضرت محمّد و آل پاكش .
پس از اين دعا ؛ آستان را ببوس
و در حال فروتنى و با گريه و اشك و آه وارد شو ؛ زيرا فروتنى و گريه ، علامت اين است آن بزرگواران اجازهء ورودت دادهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 102 / 115 .