9 - اذن ورود به حرمهاى ائمّه عليهم السلام و سرداب مقدّس « 1 »
علّامهء مجلسى رحمه الله مىفرمايد : در يك نسخه كهن كه مربوط به علماى شيعه است ، اين عبارتها را يافتم : طلب اذن براى ورود به سرداب مقدّس و نيز حرم امامان عليهم السلام :
أَللَّهُمَّ إِنَّ هذِهِ بُقْعَةٌ طَهَّرْتَها ، وَعُقْوَةٌ شَرَّفْتَها ، وَمَعالِمُ زَكَّيْتَها ،
بارالها ؛ اين مكان جايى است كه آن را پاكيزه و مطهّر گردانيدى ، و صحن و سرائى است كه شرافتمند كردى ، و نشانههايى است كه
حَيْثُ أَظْهَرْتَ فيها أَدِلَّةَ التَّوْحيدِ ، وَأَشْباحَ الْعَرْشِ الْمَجيدِ ،
خالص و ناب قرار دادهاى ؛ زيرا ، دليلهاى يگانه پرستى ، و نمايشگران عرش شكوهمندت را در آنها گذاشتى .
الَّذينَ اصْطَفَيْتَهُمْ مُلُوكاً لِحِفْظِ النِّظامِ ، وَاخْتَرْتَهُمْ رُؤَسآءَ لِجَميعِ
همانهايى كه به عنوان پادشاهان برگزيدى تا نظام هستى را نگهبان باشند ، و به عنوان سرآمد و رئيس تمام
الْأَنامِ ، وَبَعَثْتَهُمْ لِقِيامِ الْقِسْطِ فِي ابْتِدآءِ الْوُجُودِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ،
مردم انتخاب كردى و برگزيدى ، و براى برپايى عدالت از ابتداى هستى تا روز قيامت برانگيختى .
ثُمَّ مَنَنْتَ عَلَيْهِمْ بِاسْتِنابَةِ أَنْبِيآئِكَ لِحِفْظِ شَرايِعِكَ وَأَحْكامِكَ ،
پس از آن نيز بر آنان منّت نهادى تا پيامبران را جهت حفظ و نگهدارى شرايع و احكام دينت به عنوان نايبان ايشان بفرستى .
فَأَكْمَلْتَ بِاسْتِخْلافِهِمْ رِسالَةَ الْمُنْذِرينَ ، كَما أَوْجَبْتَ رِياسَتَهُمْ
پس با اين جانشينى نيز رسالت بيمدهندگان را تكميل كردى ؛ چنان كه فطرت و سرشت تمام مكلّفان رياست اين بزرگواران را
في فِطَرِ الْمُكَلَّفينَ . فَسُبْحانَكَ مِنْ إِلهٍ ما أَرْأَفَكَ ، وَلا إِلهَ إِلّا
بر خود واجب مىداند . تو منزّهى ؛ چه خداى مهربان و رئوفى هستى ؛ جز تو معبودى نيست ؛
أَنْتَ مِنْ مَلِكٍ ما أَعْدَلَكَ ، حَيْثُ طابَقَ صُنْعُكَ ما فَطَرْتَ عَلَيْهِ
چه پادشاه عادل و دادگرى هستى ؛ چنان كه ساختار آفريدگانت با آن چه
هامش
( 1 ) . چون اين دعا ، اذن دخول براى زيارت حرمهاى ائمّهء اطهار عليهم السلام و سرداب مقدّس است در بخش « زيارتها » ذكر كرديم .