السُّيُوفِ ، وَبَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَكَ لِلْحُتُوفِ ، وَجاهَدَ بَيْنَ يَدَيْكَ ،
شمشيرها نگهدارى مىكرد ، و نيمه جانى را كه در پيكرش باقى مانده براى تو در معرض مرگ قرار مىداد ؛ و در پيشگاه تو به نبرد مىپرداخت ،
وَنَصَرَكَ عَلى مَنْ بَغى عَلَيْكَ ، وَفَداكَ بِرُوحِهِ وَجَسَدِهِ وَمالِهِ
و در مقابل ستمكارانِ بر تو ، ياريت مىكرد ؛ و روح و جسم و دارايى و
وَوَلَدِهِ ، وَرُوحُهُ لِرُوحِكَ فِدآءٌ ، وَأَهْلُهُ لِأَهْلِكَ وِقآءٌ . فَلَئِنْ
فرزندان خود را فدايت مىساخت ، و روحش را فداى روح شريفت مىكرد و خانوادهاش را به حفظ و نگهدارى خانوادهات مىگماشت . پس اگر
أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ ، وَعاقَني عَنْ نَصْرِكَ الْمَقْدُورُ ، وَلَمْ أَكُنْ لِمَنْ
روزگار مرا از زمان تو دور داشته ، و مقدّرات مرا از ياريت بازداشت ، و نبودم كه با
حارَبَكَ مُحارِباً ، وَلِمَنْ نَصَبَ لَكَ الْعَداوَةَ مُناصِباً ، فَلَأَنْدُبَنَّكَ
جنگجويانى كه به جنگ تو آمدند بجنگم ، و با دشمنانت بستيزم ؛ ليكن ، هر
صَباحاً وَمَسآءً ، وَلَأَبْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً ، حَسْرَةً عَلَيْكَ ،
صبح و شام بر تو ناله و زارى و شيون مىكنم ، و به جاى اشك ، برايت خون مىگريم ؛ از حسرتى كه بر تو مىخورم ،
وَتَأَسُّفاً عَلى ما دَهاكَ ، وَتَلَهُّفاً حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ ،
و تأسّفى كه بر رنج تو دارم و در سوز و گداز مىمانم تا زمانى كه از اين مصيبت
وَغُصَّةِ الْإِكْتِيابِ . أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ ، وَاتَيْتَ الزَّكاةَ ،
و غصّه و اندوه بميرم . گواهى مىدهم كه تو نماز را برپا داشتى ، و زكات را پرداختى ،
وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ ، وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْعُدْوانِ ، وَأَطَعْتَ اللَّهَ
و به معروف و نيكى فرمان دادى ، و از بدىها و ستمكارىها باز داشتى ، و از خدا فرمان بردى
وَما عَصَيْتَهُ ، وَتَمَسَّكْتَ بِهِ وَبِحَبْلِهِ فَأَرْضَيْتَهُ وَخَشيتَهُ ، وَراقَبْتَهُ
و نافرمانى نكردى ، و به خدا و ريسمان او چنگ زدى تا آن كه او را از خود راضى و خشنود كردى در حالى كه از او ترس داشتى ؛ و مراقب
وَاسْتَجَبْتَهُ ، وَسَنَنْتَ السُّنَنَ ، وَأَطْفَأْتَ الْفِتَنَ ، وَدَعَوْتَ إِلَى
و مواظب او بودى و او را پاسخ دادى ، و به سنّتها و مستحبّات عمل كردى و فتنهها را خاموش نمودى ، و به سوى
الرَّشادِ ، وَأَوْضَحْتَ سُبُلَ السَّدادِ ، وَجاهَدْتَ فِي اللَّهِ حَقَّ الْجِهادِ .
رشد و تكامل فرا خواندى ، و راههاى استوار را آشكار ساختى ، و آن گونه كه حقّ جهاد و تلاش بود انجام دادى .
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 586
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٥٨٦