ما أَنْتَ أَهْلُهُ ، فَأَنْتَ قادِرٌ عَلَى الْعُقُوبَةِ وَقَدِ اسْتَحْقَقْتُها ، لاحُجَّةَ
شايستهء مقام توست با من رفتار كن ؛ تو مىتوانى مجازات كنى و من به راستى سزاوار عقوبتم هيچ حجّت و دليلى نيز ندارم ( كه
لي ، وَلا عُذْرَ لي عِنْدَكَ ، أَبُوءُ إِلَيْكَ بِذُنُوبي كُلِّها ، وَأَعْتَرِفُ بِها
دفاع از خود كنم ) ؛ و هيچ عذر و بهانهاى نيز نزد تو نمىتوانم بياورم تمام گناهانم را در پيشگاهت آورده به همهء آنها اعتراف مىكنم
كَيْ تَعْفُوَ عَنّي ، وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِها مِنّي ، بُؤْتُ إِلَيْكَ بِكُلِّ ذَنْبٍ
به خاطر اين كه مرا عفو كنى ؛ اين در حالى است كه تو از من بهتر مىدانى چه گناهانى كردهام . تك تك
أَذْنَبْتُهُ ، وَبِكُلِّ خَطيئَةٍ أَخْطَأْتُها ، وَبِكُلِّ سَيِّئَةٍ عَمِلْتُها ، يا رَبِّ
گناهان ، تك تك اشتباهات و تك تك بدرفتارىهايم را كه انجام دادهام ، به آن اعتراف و اقرار مىكنم ؛ اى پروردگارا ؛
اغْفِرْ لي وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأَكْرَمُ . « 1 »
مرا ببخش ؛ رحم كن ؛ بگذر از تمام چيزهايى كه مىدانى ؛ در واقع اين تويى كه عزّتمندترين و با كرامتترين هستى .
7 - دعاى سجدهء امام سجّاد عليه السلام در مسجد الحرام به نقل از حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه
( در ادامهء حديث پيشين ) ابو نعيم ( انصارى ) مىافزايد : آن شخص برخاست و به طواف مشغول شد و ما دوباره به احترام ايشان برخاستيم .
فرداى آن روز و در همان وقت ، دوباره تشريف آورد و ما براى استقبال از ايشان - همانند روزهاى گذشته - برخاستيم و احترام كرديم ؛ در ميانهء مجلس نشست و به راست و چپ نگاه كرد و فرمود :
حضرت امام علىّ بن الحسين سيّد العابدين عليه السلام در سجدهاش در اين مكان - آن گاه به سوى سنگى كه در طرف ناودان بود اشاره فرمود - مىگفت :
عُبَيْدُكَ بِفِنآئِكَ ، [ فَقيرُكَ بِفِنآئِكَ ] ، مِسْكينُكَ بِبابِكَ ، أَسْأَلُكَ ما
بندهء كوچكت به درگاهت آمده است ؛ [ نيازمندت به درگاهت آمده است ] ؛ بيچارهات بر درت است ؛ از تو درخواست مىكنم آنچه را
هامش
( 1 ) . كمال الدين : 471 ، دلائل الإمامة : 544 .