سپس افزود : توسّل به حضرت مهدى ارواحنا فداه را براى كارهاى مهمّ و برآورده شدن حاجتها تجربه كردهام . « 1 »
جريانى در مورد نوشتن نامه به محضر امام زمان ارواحنا فداه
محدّث نورى رحمه الله در كتاب « جنّة المأوى » مىنويسد :
شخصى بود عابد ، نيكوكار و باتقوا به نام جناب سيّد محمّد عاملى ، فرزند سيّد عبّاس ( از خاندان عبّاس شرف الدين ) كه در روستاى جشيث « 2 » در نزديكى جبل عامل لبنان مىزيست .
داستانى دارد كه در اثر تجاوز افراد به حقوقش و ستم بر او ، مجبور شد از وطنش با وجود فقر شديد و ناتوانىها به دليل ترس و وحشت فرار كند . با اين كه در هنگام خارج شدن از وطن ، حتّى به قدرى كه بتواند خرج يك روز خود را تأمين كند نداشت ؛ با اين همه ، آن قدر آبرودارى مىكرد كه به خود اجازه نمىداد از كسى درخواست كمك كند .
وى ، مدّتى از عمر خود را به جهانگردى پرداخت و در اين دوران ، در عالم خواب و بيدارى جرياناتى شگفتانگير برايش اتّفاق افتاد ؛ تا اين كه در نهايت به نجف اشرف رسيد و مجاورت آن را اختيار كرد و در يكى از اتاقهاى طبقهء بالاى صحن مقدّس آن حضرت سكونت گزيد .
در آن روزها نيز فقر شديدى او را رنج مىداد و جز چند تن ، كسى او را نمىشناخت و محل سكونتش را نمىدانست . و سرانجام پس از پنج سال كه از روستاى خودش بيرون رفت ، در شهر مقدّس نجف دار فانى را وداع گفت .
در ايّام زندگانيش گاهى با من رفت و آمد داشت و بسيار باعفّت و با شرم و ادب بود ، و در مراسم عزادارى اهل بيت عليهم السلام نيز نزد من حاضر مىشد . گاهى براى بر طرف
هامش
( 1 ) . التحفة الرضويّة : 159 .
( 2 ) . اين كلمه ، تركيب شده است از كلمهء « جبّ » و « شيث » ؛ كه نام چاهى است كه منسوب به حضرت شيث پيامبر عليه السلام است .