تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
أَللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِعَزيزِ تَعْزيزِ اعْتِزازِ عِزَّتِكَ ، بِطَوْلِ حَوْلِ شَديدِ خدايا ؛ همانا از تو درخواست مىكنم به واسطهء عزّتمندى راستين و عزّت‌بخشت ؛ به واسطهء توانايى نيروى بزرگ قُوَّتِكَ ، بِقُدْرَةِ مِقْدارِ اقْتِدارِ قُدْرَتِكَ ، بِتَأْكيدِ تَحْميدِ تَمْجيدِ قدرتت ؛ به واسطهء توان اندازه‌هاى توانايى قدرتت ؛ به واسطهء بزرگيت كه بسى جاى سپاس و شكوهمندى حقيقى دارد ؛ به واسطهء عَظَمَتِكَ ، بِسُمُوِّ نُمُوِّ عُلُوِّ رَفْعَتِكَ ، بِدَيْمُومِ قَيُّومِ دَوامِ مُدَّتِكَ ، رفعت و والاييت كه بسى و الا و بلندمرتبه است ؛ به واسطهء دايمىبودنت كه مدّتت بسى پايدار و استوار است ؛ بِرِضْوانِ غُفْرانِ أَمانِ رَحْمَتِكَ ، بِرَفيعِ بَديعِ مَنيعِ سَلْطَنَتِكَ ، به واسطهء خشنودى آمرزش كه امنيّت رحمتت را به همراه مىآورد ؛ به واسطهء پادشاهى نوآور و استوارت كه بسيار والامرتبه است و با بِسُعاةِ صَلاةِ بِساطِ رَحْمَتِكَ ، بِحَقآئِقِ الْحَقِّ مِنْ حَقِّ حَقِّكَ ، همه متفاوت و از همه بهتر است ؛ به واسطهء گسترهء رحمت تو به كوشندگان نماز ؛ به واسطهء حقيقت حقّ تو كه داراى حقايقى راستين است ؛ بِمَكْنُونِ السِّرِّ مِنْ سِرِّ سِرِّكَ ، بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عِزِّ عِزِّكَ ، بِحَنينِ به واسطهء آن بخش از راز و رمز ويژه‌ات كه آن را نيز در پرده راز نهاده‌اى ؛ به واسطهء آن بخش از عزّت و اقتدارت كه پايه‌هاى عزّت توست ؛ أَنينِ تَسْكينِ الْمُريدينَ ، بِحَرَقاتِ خَضَعاتِ زَفَراتِ الْخآئِفينَ ، به واسطهء ناله‌هاى پنهانى و شِكوه‌هاى ارادتمندانت ؛ به واسطهء آه‌هاى آتشين و فروتنانه كسانى كه از تو مىترسند ؛ بامالِ أَعْمالِ أَقْوالِ الْمُجْتَهِدينَ ، بِتَخَشُّعِ تَخَضُّعِ تَقَطُّعِ مَراراتِ به واسطهء آرزوها ، كارها ، گفتار كوشش‌كنندگان ؛ به واسطهء خشوع و خضوع شكيبايان كه در هنگام تلخىها از الصَّابِرينَ ، بِتَعَبُّدِ تَهَجُّدِ تَمَجُّدِ تَجَلُّدِ الْعابِدينَ . أَللَّهُمَّ ذَهَلَتِ خود نشان مىدهند ؛ به واسطهء عبادت‌ها ، شب زنده‌دارىها و ثنا و ستايش‌گويىها و نشاط كسانى كه به عبادت و پرستش تو مشغول‌اند ؛ الْعُقُولُ ، وَانْحَسَرَتِ الْأَبْصارُ ، وَضاعَتِ الْأَفْهامُ ، وَحارَتِ خداى من ؛ عقل‌ها و خردها از كار افتادند ، و چشم‌ها ناتوان شدند ، و فهم و درك‌ها تباه شده و به نابودى گراييد ، و الْأَوْهامُ ، وَقَصُرَتِ الْخَواطِرُ ، وَبَعُدَتِ الظُّنُونُ عَنْ إِدْراكِ كُنْهِ خيال‌ها و انديشه‌هاى ژرف‌نگر سرگردان شدند ، و خاطرها نتوانستند ادامهء راه را بروند ، و گمان‌ها در دوردست‌ها ناكام كَيْفيَّةِ ما ظَهَرَ مِنْ بَوادي عَجآئِبِ أَصْنافِ بَدآئِعِ قُدْرَتِكَ ، دُونَ ماندند ؛ ولى هيچ يك نتوانستند به طور كامل اين را دريابند كه شگفتىهاى آغازين و نوآورىهاى گوناگون قدرتت چگونه است ؟