أَللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِعَزيزِ تَعْزيزِ اعْتِزازِ عِزَّتِكَ ، بِطَوْلِ حَوْلِ شَديدِ
خدايا ؛ همانا از تو درخواست مىكنم به واسطهء عزّتمندى راستين و عزّتبخشت ؛ به واسطهء توانايى نيروى بزرگ
قُوَّتِكَ ، بِقُدْرَةِ مِقْدارِ اقْتِدارِ قُدْرَتِكَ ، بِتَأْكيدِ تَحْميدِ تَمْجيدِ
قدرتت ؛ به واسطهء توان اندازههاى توانايى قدرتت ؛ به واسطهء بزرگيت كه بسى جاى سپاس و شكوهمندى حقيقى دارد ؛ به واسطهء
عَظَمَتِكَ ، بِسُمُوِّ نُمُوِّ عُلُوِّ رَفْعَتِكَ ، بِدَيْمُومِ قَيُّومِ دَوامِ مُدَّتِكَ ،
رفعت و والاييت كه بسى و الا و بلندمرتبه است ؛ به واسطهء دايمىبودنت كه مدّتت بسى پايدار و استوار است ؛
بِرِضْوانِ غُفْرانِ أَمانِ رَحْمَتِكَ ، بِرَفيعِ بَديعِ مَنيعِ سَلْطَنَتِكَ ،
به واسطهء خشنودى آمرزش كه امنيّت رحمتت را به همراه مىآورد ؛ به واسطهء پادشاهى نوآور و استوارت كه بسيار والامرتبه است و با
بِسُعاةِ صَلاةِ بِساطِ رَحْمَتِكَ ، بِحَقآئِقِ الْحَقِّ مِنْ حَقِّ حَقِّكَ ،
همه متفاوت و از همه بهتر است ؛ به واسطهء گسترهء رحمت تو به كوشندگان نماز ؛ به واسطهء حقيقت حقّ تو كه داراى حقايقى راستين است ؛
بِمَكْنُونِ السِّرِّ مِنْ سِرِّ سِرِّكَ ، بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عِزِّ عِزِّكَ ، بِحَنينِ
به واسطهء آن بخش از راز و رمز ويژهات كه آن را نيز در پرده راز نهادهاى ؛ به واسطهء آن بخش از عزّت و اقتدارت كه پايههاى عزّت توست ؛
أَنينِ تَسْكينِ الْمُريدينَ ، بِحَرَقاتِ خَضَعاتِ زَفَراتِ الْخآئِفينَ ،
به واسطهء نالههاى پنهانى و شِكوههاى ارادتمندانت ؛ به واسطهء آههاى آتشين و فروتنانه كسانى كه از تو مىترسند ؛
بامالِ أَعْمالِ أَقْوالِ الْمُجْتَهِدينَ ، بِتَخَشُّعِ تَخَضُّعِ تَقَطُّعِ مَراراتِ
به واسطهء آرزوها ، كارها ، گفتار كوششكنندگان ؛ به واسطهء خشوع و خضوع شكيبايان كه در هنگام تلخىها از
الصَّابِرينَ ، بِتَعَبُّدِ تَهَجُّدِ تَمَجُّدِ تَجَلُّدِ الْعابِدينَ . أَللَّهُمَّ ذَهَلَتِ
خود نشان مىدهند ؛ به واسطهء عبادتها ، شب زندهدارىها و ثنا و ستايشگويىها و نشاط كسانى كه به عبادت و پرستش تو مشغولاند ؛
الْعُقُولُ ، وَانْحَسَرَتِ الْأَبْصارُ ، وَضاعَتِ الْأَفْهامُ ، وَحارَتِ
خداى من ؛ عقلها و خردها از كار افتادند ، و چشمها ناتوان شدند ، و فهم و دركها تباه شده و به نابودى گراييد ، و
الْأَوْهامُ ، وَقَصُرَتِ الْخَواطِرُ ، وَبَعُدَتِ الظُّنُونُ عَنْ إِدْراكِ كُنْهِ
خيالها و انديشههاى ژرفنگر سرگردان شدند ، و خاطرها نتوانستند ادامهء راه را بروند ، و گمانها در دوردستها ناكام
كَيْفيَّةِ ما ظَهَرَ مِنْ بَوادي عَجآئِبِ أَصْنافِ بَدآئِعِ قُدْرَتِكَ ، دُونَ
ماندند ؛ ولى هيچ يك نتوانستند به طور كامل اين را دريابند كه شگفتىهاى آغازين و نوآورىهاى گوناگون قدرتت چگونه است ؟
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 390
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٣٩٠