تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
الْبُراقَ ، وَعَرَجْتَ بِهِ « 1 » إِلى سَمآئِكَ ، وَأَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما كانَ وَما بُراق را برايش مسخّر كردى و او را به آسمانت بالا بردى و دانش آنچه بوده و خواهد يَكُونُ ، إِلَى انْقِضآءِ خَلْقِكَ ، ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ ، وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئيلَ بود را تا سرانجام خلقت ، به او سپردى . سپس با ترسى كه از او بر دل دشمنانش انداختى ، ياريش كردى و گرداگرد او را به جبرئيل ، وَميكآئيلَ وَالْمُسَوِّمينَ مِنْ مَلآئِكَتِكَ ، وَوَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دينَهُ ميكائيل و فرشتگان ديگر - كه هر يك داراى علامت و اسمى هستند - احاطه نمودى و به دو وعدهء پيروزى دينش را عَلَى الدّينِ كُلِّهِ ، وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ . وَذلِكَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ بر تمامى اديان دادى ؛ گرچه مشركان را خوش نيايد . و اين پيروزى بعد از آن بود كه پيامبر را به جايگاه صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ ، وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ « أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ صدقى از خاندانش جاى دادى و براى او و آنان « اوّلين خانه‌اى را كه براى ( عبادت ) مردم قرار داده شد ، لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَهُدًى لِلْعالَمينَ * فيهِ اياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ كه در مكّه است بابركت قرار دادى و باعث هدايت جهانيان گرداندى ، و نيز در آن است نشانه‌هاى آشكار مانند مقام إِبْراهيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ امِناً » « 2 » ، وَقُلْتَ « إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ ابراهيم و هر كه داخل آن خانه شد ، در امان خواهد بود » . و گفتى : « خداوند اراده فرموده كه
هامش
( 1 ) . در « مكيال المكارم » آورده است كه « عرجت به » موافق نسخه‌اى است كه آن را عالم ربّانى حاج ميرزا حسين نورى رحمه الله در كتاب « تحيّة الزائر » از كتاب « مزار قديم » و « مزار » شيخ محمّد بن المشهدى و « مصباح الزائر » سيّد بن طاووس رحمه الله نقل فرموده است و همهء آن‌ها برگرفته شده از كتاب « محمّد بن علىّ بن ابى قرّة » است . ولى در « زاد المعاد » « عرجت بروحه » ذكر شده است و ظاهراً بر اثر اشتباهى است كه در كتاب مصباح واقع شده و مجلسى هم از آن نقل نموده است و اين مشهور گشته و سبب شبههء برخى كوته‌نظران و دشمنان گشته است ؛ با اين كه معراج جسمانى از ضروريات مذهب و بلكه دين مىباشد و روايات ائمّه عليهم السلام در آن متواتر و قرآن به آن گويا است . تذكّر ارزشمند : هنگام تأمّل در اين عبارت ، ملهم شدم كه خود دعا ، شهادت مىدهد و دلالت دارد كه صحيح همان است كه ذكر نموديم ( عرجت به ) ، و در عبارت « زاد المعاد » تصحيفى واقع شده كه چه بسا كار اهل عناد باشد و وجه دلالتش بدين گونه است : اين كه كلمهء « سخّرت له البراق » مقترن به « عرجت به » شده است ، با توجّه كامل براى خردمندان آشكار مىگردد كه همان صحيح است كه گفتيم . چرا كه عروج روح هيچ احتياجى به براق ندارد و اين بر هر كه قلبى سليم و عارى از شرك و نفاق داشته باشد ، واضح است . اگر گفته شود : « عبارت در مقام شمارش فضايل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است و عطف با « واو » اقتضا ندارد كه به طور قطع ، عروج به آسمان با براق بوده باشد . » در پاسخ مىگوييم : « اگر هم بپذيريم كه « بروحه » صحيح است ، اين ، معراج جسمانى را نفى نمىكند ؛ زيرا اثبات فضيلتى براى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم منافات با ثبوت فضيلت ديگرى ندارد . ( مكيال المكارم : 2 / 100 ) . ( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 96 ، 97 .
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 244 | سيد مرتضى مجتهدى سيستانى