تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
ناداكَ بِهِ سَيِّدي ، وَسَئَلَكَ بِهِ نُوحٌ ، إِذْ قُلْتَ تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ سرور من تو را به آن ندا داد ؛ و به واسطهء آن نوح از تو درخواست نمود آن هنگام كه گفتى - اى كه پاك و منزّه و بلندمرتبه‌اى - : « وَلَقَدْ نادانا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجيبُونَ » « 1 » ، أَجَلِ اللَّهُمَّ يا رَبِّ أَنْتَ « و به راستى نوح ما را ندا داد پس ما چه خوب اجابت‌كنندگان هستيم » ، آرى ؛ خداى من ؛ اى پروردگار من ؛ تو نِعْمَ الْمُجيبُ ، وَنِعْمَ الْمَدْعُوُّ ، وَنِعْمَ الْمَسْئُولُ ، وَنِعْمَ الْمُعْطي ، بهترين اجابت كننده‌اى ، و بهترين خوانده شده‌اى ، و بهترين درخواست شده هستى و بهترين عطا كننده‌اى ؛ أَنْتَ الَّذي لاتُخَيِّبُ سآئِلَكَ ، وَلاتَرُدُّ راجِيَكَ ، وَلاتَطْرُدُ الْمُلِحَّ عَنْ تو همان كسى هستى كه درخواست كننده‌ات را نا اميد نمىكنى ، و اميدوار به خودت را ردّ نمىكنى ، و اصرار كننده را از بابِكَ ، وَلاتَرُدُّ دُعآءَ سآئِلِكَ ، وَلاتَمُلُّ دُعآءَ مَنْ أَمَّلَكَ ، وَلاتَتَبَرَّمُ دربارت نمىرانى ، و دعاى سئوال كننده‌ات را ردّ نمىكنى ، و از دعاى آرزومندت ، گرفته و دل‌گير نمىشوى ، بِكَثْرَةِ حَوآئِجِهِمْ إِلَيْكَ ، وَلا بِقَضآئِها لَهُمْ ، فَإِنَّ قَضآءَ حَوآئِجِ جَميعِ و از زيادىِ خواسته‌هايشان ، و به خاطر برآوردن خواسته‌هايشان به ستوه نمىآيى ؛ همانا برآوردن حاجات تمام خَلْقِكَ إِلَيْكَ في أَسْرَعِ لَحْظٍ مِنْ لَمْحِ الطَّرْفِ ، وَأَخَفُّ عَلَيْكَ ، آفريدگانت در نزد تو سريع‌تر است از چشم برهم زدن ، و سبك‌تر وَأَهوَنُ عِنْدَكَ مِنْ جَناحِ بَعُوضَةٍ . وَحاجَتي يا سَيِّدي وَمَوْلايَ ، و آسان‌تر است بر تو از بال پشه . و حاجت من اى آقا و مولاى من ، وَمُعْتَمَدي وَرَجآئي ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ و تكيه‌گاه و اميد من ؛ اين است كه مىخواهم بر محمّد و آل محمّد درود فرستى ، و تَغْفِرَ لي ذَنْبي ، فَقَدْ جِئْتُكَ ثَقيلَ الظَّهْرِ بِعَظيمِ ما بارَزْتُكَ بِهِ مِنْ گناهم را ببخشى ؛ زيرا به درگاهت آمدم در حالى كه پشتم از بار گناهانم سنگين شده ؛ گناهان بزرگى كه به واسطهء آن‌ها با تو به سَيِّئاتي ، وَرَكِبَني مِنْ مَظالِمِ عِبادِكَ ما لايَكْفيني ، وَلايُخَلِّصُني مبارزه برخاستم ، و حقوق زيادى از بندگانت بر عهدهء من است كه جز تو كفايتم نمىكند ، و جز تو مرا مِنْها غَيْرُكَ ، وَلايَقْدِرُ عَلَيْهِ ، وَلايَمْلِكُهُ سِواكَ ، فَامْحُ يا سَيِّدي از آن‌ها رهايى نمىدهد ، و بر آن توان ندارد ، و در اختيار كسى جز تو نيست ، پس از بين ببر اى آقاى من ؛
هامش
( 1 ) . سورهء صافّات ، آيهء 75 .