تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
تَشْدُدَ عَلى قُلُوبِهِمْ ، وَأَنْ تَخْسِفَ بِهِمْ بَرَّكَ ، وَأَنْ تُغْرِقَهُمْ في قلوب‌شان سخت گردانى ، و آنان را به بيابان خود فرو برى ، و در درياى خودت آنان را غرق بَحْرِكَ ، فَإِنَّ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ وَما فيهِما لَكَ ، وَأَرِ الْخَلْقَ كنى ؛ همانا آسمان‌ها و زمين و آنچه در آنهاست در اختيار توست ، قُدْرَتَكَ فيهِمْ ، وَبَطْشَتَكَ عَلَيْهِمْ ، فَافْعَلْ ذلِكَ بِهِمْ ، وَعَجِّلْ لَهُمْ و قدرت خود را در مورد آنان ، و سخت‌گيريت را بر ايشان به مردم نشان بده ؛ اين كار را دربارهء آنان انجام ده و براى آنان در ذلِكَ ، يا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ ، وَخَيْرَ مَنْ دُعِيَ ، وَخَيْرَ مَنْ تَذَلَّلَتْ لَهُ اين كار شتاب كن ؛ اى بهترين كسى كه از او درخواست شده ؛ و بهترين كسى كه خوانده شده ؛ و بهترين كسى كه براى او الْوُجُوهُ ، وَرُفِعَتْ إِلَيْهِ الْأَيْدي ، وَدُعِيَ بِالْأَلْسُنِ ، وَشَخَصَتْ إِلَيْهِ چهره‌ها به خاك مذلّت افتاده ؛ و دست‌ها به سوى او بالا رفته ؛ و با زبان‌ها خوانده شده ؛ و نگاه‌ها به سوى الْأَبْصارُ ، وَأَمَّتْ إِلَيْهِ الْقُلُوبُ ، وَنُقِلَتْ إِلَيْهِ الْأَقْدامُ ، وَتُحُوكِمَ إِلَيْهِ او دوخته شده ؛ و قلب‌ها به سوى او روى آورده ؛ و قدم‌ها به سوى او برداشته شده ؛ و داورى فِي الْأَعْمالِ . إِلهي وَأَنَا عَبْدُكَ أَسْأَلُكَ مِنْ أَسْمآئِكَ بِأَبْهاها ، وَكُلُّ در كارها به سوى او برده شده است . خداى من ؛ من بنده‌ات هستم كه از تو مىخواهم با شكوهمندترين نام‌هايت ؛ البتّه تمام أَسْمآئِكَ بَهِيٌّ ، بَلْ أَسأَلُكَ بِأَسْمآئِكَ كُلِّها ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ نام‌هاى تو باشكوه است بلكه از تو به واسطهء تمام نام‌هايت مىخواهم كه بر محمّد وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ تُرْكِسَهُمْ عَلى امِّ رُؤُسِهِمْ في زُبْيَتِهِمْ ، وَتُرْدِيَهُمْ و آل محمّد درود فرستى ، و اهل ستم را با مغز سرشان در حفره و گودالى كه روى آن را پوشيده‌اند واژگون كنى ، و آنان را در في مَهْوى حُفْرَتِهِمْ ، وَارْمِهِمْ بِحَجَرِهِمْ ، وَذَكِّهِمْ بِمَشاقِصِهِمْ ، عمق حفره‌هايشان بيندازى ، و با سنگ‌شان آنان را بزنى ، و آنان را بكُشى با تيرهاىشان ، وَاكْبُبْهُمْ عَلى مَناخِرِهِمْ ، وَاخْنُقْهُمْ بِوَتَرِهِمْ ، وَارْدُدْ كَيْدَهُمْ في و با بينىشان بر زمين بكوبى ، و با زه‌كمان‌هاشان آنان را خفه كنى ، و نيرنگ‌شان را به خودشان نُحُورِهِمْ ، وَأَوْبِقْهُمْ بِنَدامَتِهِمْ ، حَتَّى يَسْتَخْذِلُوا وَيَتَضآءَلُوا بَعْدَ باز گردانى ، و با پشيمانىشان آن‌ها را هلاك سازى ، تا بعد از غرورشان خوار و ذليل شوند ، و پس از اين همه