سنّى را مطرح كرده و به او گفتم : اگر مسلمانان اين زندگى را چشيده بودند نزاع را ترك مىكردند و به وحدت كلمهء خود روى مىآوردند .
آن رئيس بر من تشر زد و گفت : وظيفهء تو شقّ عصاى مسلمين و تفرقه افكنى در ميان ايشان است نه توحيد كلمهء آنها و يكپارچه كردن ايشان .
و بدين مناسبت دبيركلّ وزارت مستعمرات در يكى از جلساتى كه قبل از سفر من به عراق باهم در آن شركت داشتيم به من گفت : اى همفر ! از روزى كه خدا هابيل و قابيل را آفريد بطور طبيعى در ميان بشر نزاعهايى وجود داشته است و اينها تا بازگشت مسيح باقى خواهد ماند كه از آن جمله است :
1 - نزاع از جهت رنگ پوست
2 - نزاع بين قبايل
3 - نزاع در مورد سرزمينها
4 - نزاع در مورد اختلاف نژادها
5 - و نزاع بر سر دين
مأموريّت تو در اين سفر ، اين است كه با اين نزاعها در ميان مسلمانان آشنا شوى و كوههاى آتشفشان آمادهء انفجار را پيدا كنى و وزارت مستعمرات را با اطّلاعات دقيق در مورد آن بهرهمند سازى و اگر بتوانى خودت اين آتشفشان آماده را منفجر سازى ، در بلندترين جايگاه نسبت به خدمتگزارى بريتانياى كبير قرار خواهى گرفت .
ما بريتانيائيها بدون فتنهانگيزى و تفرقهاندازى در ميان همهء مستعمرات خود ، زندگى آرام و مرفّهى نخواهيم داشت همان گونه كه سلطنت عثمانى را بدون فتنهانگيزى در ميان رعايايش درهم نتوانيم شكست و گرنه ما با اين جمعيّت اندك چگونه مىتوانيم بر ملّتى كبير تسلّط يابيم ؟ !
پس نهايت كوشش و تلاش خود را به كار بند تا روزنهاى بيابى و از آن به
مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى) — صفحة 27
مساهمون: هامفري (مستر همفر)
ص٢٧