سوّم آنكه ، تو دانشجوى دينى هستى و اسلام بر گراميداشت طالب علم تأكيد دارد .
چهارم آنكه ، تو به دنبال كسب و كارى و حديث صريح وارد شده است كه :
« كاسب حبيب خدا است » .
من از اين امور خيلى در شگفت شدم و با خودم مىگفتم : اى كاش ! مسيحيّت نيز در فرهنگ خود اين حقيقتهاى نورانى را حفظ مىكرد ، امّا در شگفت بودم كه چگونه اسلام با اين فرهنگ و الا به دست اين حاكمان مغرور و اين علماى بىخبر از زندگى ، گرفتار ضعف و سستى شده است .
من به آن پيرمرد گفتم : مىخواهم قرآن را بياموزم .
وى از اين پيشنهاد من خوشحال شده و به من از سورهء حمد ، قرآن را آموزش داد و تفسير معانى آن را برايم بيان كرد ، تلفّظ بعضى از كلمات و عبارات براى من بسيار دشوار بود ، گاهى در نهايت دشوارى بود و به خاطرم مىرسد كه تلفّظ جملهء « وَعَلى امَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ » « 1 » را نياموختم مگر بعد از آن كه دهها مرتبه در طول هفته تكرارش كردم ، چرا كه استاد به من دستور داده بود كه آن جمله را با رعايت ادغام چنان تلفّظ كنم تا هشت ميم به وجود آيد .
به هر حال ، دو سال كامل قرآن را از اوّل تا به آخر آن ، نزد او فرا گرفتم ، او هر گاه مىخواست به من قرآن بياموزد ، وضو مىگرفت همان گونه كه براى نمازش وضو مىگرفت و به من هم دستور مىداد تا مثل او وضو بگيرم و هر دو رو به قبله مىنشستيم .
شايان ذكر است كه نكتهاى را توضيح دهم : وضو نزد مسلمانان به اين گونه است كه : اوّل صورت را مىشويند ، سپس دست راست را از انگشتان تا آرنج ، سپس دست چپ همانند دست راست و پس از آن ، سر و پشت دو
هامش
( 1 ) - سورهء هود ، آيهء 48 .