خبرى پيرامون آن نرسيده است ، و همچنين انكار چيزى كه به وسيلهء اخبار ديگران از آن اطّلاع حاصل كردهايم ، بدان جهت كه مورد مشاهدهء مستقيم خود ما قرار نگرفته است نشانگر بىاطّلاعى آشكار از روش استدلالى است كه قبلًا بيان داشتيم . « 1 »
بنابراين اگرچه سفر به ماه و مرّيخ را نمىتوان تسخير فضا ناميد ؛ زيرا به خاطر گستردگى فضا و پهناورى آسمانها چنين گامى را نمىتوان تسخير فضا بدانيم .
با توجّه به استدلالى كه از جابر بن حيّان نقل كرديم ، نمىتوانيم بگوييم همانگونه كه انسانِ معاصر نتوانسته است به چنين چيزى دست يابد ، هيچ مخلوق ديگرى نيز به آن دست نيافته است به اين دليل ما از آن خبر نداريم .
بديهى چنين استدلالى همانگونه كه جابر بن حيّان گفته است باطل است .
سفرهاى فضايى اهل بيت عليهم السلام
سفرهاى فضايى اهل بيت عليهم السلام در عصرى كه معتقد به هيئت بطلميوسى بوده و مىپنداشتند كه سفر به آسمانها محال است مكرّر واقع شده و نمونههايى از سفرهاى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ، امام سجّاد عليه السلام و ديگر امامان عليهم السلام در چندين روايت نقل شده است .
علاوه بر معراجهاى مكرّر رسول گرامى خداوند كه بارها واقع شده ، خود يك نوع سفر فضايى است و اعتقاد به عروج آن حضرت به آسمانها از اعتقادات همهء ما مىباشد .
بديهى است اين سفرها در زمانى براى مردم نقل مىشده كه هيئت بطلميوسى بر جهان حاكم بوده است و با توجّه به جوّى كه در آن عصر وجود داشته ، روشن مىشود كه بسيارى از اين گونه سفرها كتمان مىشده است . اگر
هامش
( 1 ) . تحليلى از آراى جابر بن حيّان : 59 .