وجودى هر يك از ما به گونهاى است كه توانايى شناخت همهء موجودات و دستيابى بدانها را نداريم » .
جابر پس از آوردن نمونههاى فوق ما را به اين اصل كلّى رهنمون مىشود :
« هيچ كسى نمىتواند بدرستى ادّعا كند كه پديدههاى غير مشهور ، درست شبيه پديدههاى مشهور هستند و يا آنچه در گذشته وجود داشته و يا در آينده پديد خواهد آمد ، درست مانند همان چيزهايى است كه در حال حاضر وجود دارند ، زيرا انسان موجودى ناتوان ، جزئى و از لحاظ زمانى و احساس محدود است .
همچنين نمىتوان گفت : به دليل آن كه كسى به آغاز پيدايش جهان ره نبرده است ، پس جهان ازلى و بىآغاز است .
به گمان من جابر در اين عبارات ، مرزهاى روش تجربى را ، به دقيقترين وجه ممكن مشخّص كرده است ، زيرا مىگويد : هر چند ، صدور حكم از روى پديدههاى مشهور نسبت به پديدههاى غير مشهور جز بر سبيل احتمال و به تعيين روا نيست . امّا نبايد از نظر دور داشت كه ، متقابلًا ، انكار وجود پديدههاى غير مشهور نيز ، تا زمانى كه مورد آزمايش و مشاهده ما قرار نگرفته باشند ، علمى نارواست .
زيرا لازمهء اين كار ، محصور كردن انسان در مرز دادههاى حسّ يا دادههاى غيرى و در نتيجه انكار وجود بسيارى از چيزهايى است كه حقيقتاً وجود دارند . مثلًا در جهان ، كسانى هستند كه هر گونه تمساح را نديدهاند حال اگر كسى به آنان بگويد در اين جهان ، حيوانى وجود دارد كه به هنگام جويدن غذا فكّ بالايش را مىجنباند آيا مىتوانند ، به صرف اين كه تاكنون چنين حيوانى را نديدهاند ، اين گفته را انكار كنند هرگز در هيچ كس نبايد وجود چيزى را ، به صرف اين كه مانند آن را نديده است ، انكار و منع كند ، بلكه بايد از اظهار رأى خوددارى كند تا آن كه به برهانى بر وجود يا عدم آن دست يابد » .
بنابراين ، حكم به نبودن چيزى ، به دليل آن كه مورد مشاهده قرار نگرفته يا
دولت كريمه امام زمان (عج) (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٢٨٥