تاريخ نشاندهندهء اين حقيقت است كه تاكنون ميليونها نفر بر اثر پيشرفت علم ، جان خود را از دست دادهاند ، ميليونها نفر بىخانمان شده و از هستى ساقط گشتهاند . همهء اينها به خاطر اين نكته است كه علم پيشرفت كرده است ولى انسانيّت تقويت نشده است ، در صورتى كه پيشرفت بايد همه جانبه باشد نه تكبُعدى .
علم در صورتى كه همراه با عقل و انسانيّت پيشرفت كند ، جامعه را به سوى تكامل مىبرد ولى اگر بدون اينها باشد ، هستى اجتماع را به نيستى مىكشد .
چو دزدى با چراغ آيد * گزيدهتر برد كالا
نظام آفرينش بر مبناى تكاملِ صحيح قرار دارد به اين معنى كه همهء نباتات ، حيوانات و انسانها از روزى كه خلق مىشوند تكامل آنان شروع مىشود . اگر آنان به همان حالى كه در روز اوّل خلقتشان هستند باقى بمانند ، دنيا به چه صورتى در خواهد آمد ؟ بنابراين تكامل به اين معنى ، از شرايط حتمى زندگى است .
نكتهء مهمّى كه وجود دارد اين است كه تكامل جسمى بايد همراه و همگام با تكامل فكرى و روحى باشد ، يعنى همان گونه كه كودكان از نظر جسمى رشد پيدا مىكنند بايد از نظر فكرى و روحى نيز تكامل بيابند . اگر آنان از نظر جسمى رشد نمايند ولى در افكار و انديشههاى كودكانهء آنان هيچ گونه تحوّلى ايجاد نشود ، جامعه به چه وضعى درمىآيد ؟ !
پس تكامل جسمى انسانها بايد همراه با تكاملى فكرى و رشد عقلى آنان باشد .
اين همراهى و همگامى بايد در تمام ابعاد جامعه وجود داشته باشد و گرنه در صورتى كه بشر از جهتى داراى تكامل باشد و از جهت ديگر تنزّل كند يا همچنان متوقّف بماند ، تعادل در آن اجتماع از ميان مىرود و جامعه را به سقوط مىكشاند .