اى جوانان غيرتمند شيعه ! اى پسران و دختران پاكطينتِ پيرو مكتب وحى ! و اى تمامى مردان و زنانى كه صدها و هزاران بار به خاطر غصب خلافت و خانهنشينى امير عالم هستى اشك ماتم ريختهايد و از سكوت مسلمانان آن زمان حسرت خوردهايد ! آيا سزاوار است همچون آنان آرام گرفته و همانند آنان بىتفاوت باشيد ؟ مگر غصب مقام اهل بيت عليهم السلام چند قرن بايد تداوم يابد ؟ آيا دوازده قرن غيبت و غربت حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه كافى نيست ؟ !
چرا قرنها از مظلوميّت اهل بيت عليهم السلام مىگذرد و شيعيان همچنان از اين امر مهمّ در غفلت هستند ؟ چه چيزى باعث بىتفاوتى آنان شده است ؟ و چرا . . .
در پاسخ به اين پرسشها مىگوييم : شكستهباد دستان ناشناختهاى كه قرنها جهان را با نقشههاى شوم خويش از اصل دين غافل نموده تا در نتيجه مردم باب شهر علم و ولايت را به دست فراموشى سپارند . و بريده باد دستان مرموزى كه از آستين آمريكا ، انگليس و . . . درآمد و با تبليس ابليس به تدليس امّت پرداخت و آنان را در طول قرون و اعصار از اصل و رئيسِ مكتب غافل و دور ساخت . گرچه امّت هم علاوه بر قصور تقصير نيز دارد .
اكنون با اميد به شركت در شكستن و بريدن دستان مرموز ناشناخته ، به اصل مطلب بازمىگرديم و به بيان يكى از ويژگىهاى حكومت عدالتگستر حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه مىپردازيم :
عصر ظهور ، عصر اطمينان و آرامش
ويژگىها ، برترىها ، امتيازهاى عصر درخشان ظهور نسبت به عصر غيبت بسيار است ، به گونهاى كه ما در اين كتاب تنها دربارهء چند نمونه از آنها مطالبى را عنوان نمودهايم . يكى از آن ويژگىها كه در ارتباط با بحث ما مىباشد اين است كه آن دوران شكوهمند عصر آرامش است .
عصر نجات و آسايش از شك و دلهره است ، عصر رهايى از افسردگى و فرسودگى دل از افكار سياه و ويرانگر است ؛ زيرا در آن روزگار با نابودى