ولى هنوز شيخ در جستجوى آن بود كه علّامهء بزرگ سيّد رضا ، فرزند آية اللَّه بحر العلوم طباطبايى رحمه الله به او گفت : هر گاه پدرش از گوشهء شرقى كنار ديوار جلوى مسجد كوفه عبور مىكرد ( محلّى كه اكنون زيارتگاه مختار است ) مىگفت : براى مختار ، سورهء فاتحه بخوانيم و مىخواند . شيخ دستور داد آن محل را كندند و سنگى آشكار شد كه بر روى آن نوشته شده بود : « اين قبر مختار بن ابى عبيدهء ثقفى است » و مشخّص شد كه آرامگاه مختار آنجاست . « 1 » « 2 »
نشانه
در ميان فرمودههاى خاندان وحى عليهم السلام نكتههاى مهمّى دربارهء عصر درخشان ظهور وجود دارد كه برخى از مردم ، قدرت درك و تحمّل آنها را ندارند ؛ همان گونه كه مطالبى دربارهء مسائل ديگر فرمودهاند كه همگان آمادگى پذيرش آنها را ندارند و به اين دليل خاندان وحى عليهم السلام به اصحاب سرّ خود فرمودهاند آن گونه مطالب را از نااهلان بپوشند .
علاوه بر نكتههاى اسرارآميز ، مطالب مهمّ ديگرى را فرمودهاند كه مردم مىتوانند آنها را با توجّه به وجود خارجى نظير آن جريانات ، پذيرا شوند .
هامش
( 1 ) . تاريخ كوفه : 112 .
( 2 ) . علّت امور خارقالعادهاى كه از مرحوم سيّد بحرالعلوم ديده شده است ، تحوّلى بوده است كه بر اثر تشرّف آن بزرگوار به خدمت حضرت بقيّة اللَّه عجّل اللَّه تعالى فرجه واقع شده است . در آن تشرّف ، حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه ، سيّد بحرالعلوم را در آغوش پدرانه گرفتند و به سينه فشردند و بر اثر آن تشرّف ، آن تحوّل عظيم در سيّد بحرالعلوم به وجود آمد .
اگرچه مرحوم محدّث نورى مىگويد : از بعضى از ثقات نقل شده كه آن مرحوم فرموده است كه اين مكاشفات از اثر آن غذاى اندكى است كه از كاسهء خمسهء طيّبه صلوات اللَّه عليهم اجمعين باقى مانده بود و من آن را خوردم و خوابى در اين خصوص بيان فرموده كه خلاصهء آن اين است كه آن بزرگواران را در خواب ديدم كه كاسهاى در برابر آنها است و در آن آشى مىباشد كه از تمام حبوبات در آن هست ، پس من وارد شده سلام كرده بعد از رد جواب ، جدّهام فرمودند : ولدى مهدى از اين آش ميل دارى ؟ عرض كردم : البتّه مايلم پس كاسه را نزد من گذاشته ، ديدم چيز درستى در آن نيست ، پس اطراف آن كاسه را به قاشقى كه در ميان آن بود جمع كرده و خوردم و آنچه را كه از من مشاهده مىكنيد از اثر آن است . ( گلزار اكبرى : 358 )