از اين روايت نكتههاى زيادى استفاده مىشود كه برخى از آنها را بيان مىكنيم :
1 - تا حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه قيام نفرمايند ، مردم نوعاً داراى ايمانِ كامل نيستند .
2 - براى پول و ثروت ، بيشتر از برادران دينى خود ارزش قائل مىباشند .
3 - در زمان حكومت امام عصر ارواحنا فداه عقلها متمركز و كامل مىشود .
4 - در نيتجهء كامل شدن عقلِ مردم ، ايمان آنها نيز كامل مىشود .
5 - قبل از ظهور افرادى هر چند بسيار اندك وجود دارند كه داراى ايمان كامل مىباشند .
6 - وجود آنان در زمين باعث بودن اهل بيت عليهم السلام در زمين مىباشد .
7 - اگر اهل بيت عليهم السلام در زمين نباشند ، مردم داراى همين مقدار از ايمان نيز نخواهند بود .
8 - نكتهء ديگرى نيز از روايت استفاده مىشود كه در عصر درخشان ظهور بر اثر تكامل يافتن عقلها ، آن چنان صفا و صميميّت و يكرنگى در ميان مردمان ايجاد مىشود كه ايمان را بر مال و ثروت مقدّم مىدارند و آن گونه باهم رفتار مىكنند كه گويا در مال و ثروت با يكديگر شريك هستند .
جهان سرشار از يكرنگى و اتّحاد
مرحوم علّامهء مجلسى در « بحار الأنوار » روايتى نقل كرده است كه به حضرت باقر العلوم عليه السلام گفته شد :
إنّ أصحابنا بالكوفة جماعة كثيرة فلو أمرتهم لأطاعوك واتّبعوك .
فقال : يجيء أحدهم إلى كيس أخيه فيأخذ منه حاجته ؟ ! فقال : لا .
قال : فهم بدمائهم أبخل .
ثمّ قال : إنّ النّاس في هدنة نناكحهم ونوارثهم ونقيم عليهم