اصحاب پيامبر ، بلكه از اصحاب تمامى انبيا ممتاز و جدا مىكند ، چنان كه مىگويد :
« و لم يثبت مثل ذلك فى غيره بل لم يثبت نبي معية اللّه سبحانه له و لآخر من أصحابه ، و كأنّ في ذلك إشارة إلى أنّه ليس فيهم كأبي بكر الصدّيق » ؛ « 1 »
همانند اين امتياز براى هيچيك از صحابه ثابت نشده ، بلكه هيچ پيامبرى معيّت خداوند را علاوه بر خويش به يكى از يارانش نسبت نداده است ، گويا اين مطلب اشاره به آن است كه در ميان اصحاب پيامبر اسلام و ديگر پيامبران هيچكس مانند ابو بكر نيست .
و ) فأنزل اللّه سكينته عليه : پيرامون مرجع ضمير كلمه « عليه » دو احتمال در ميان است :
1 . ضمير به پيامبر بازگردد . 2 . ضمير به ابو بكر رجوع كند .
قول مشهور در ميان اهل سنت احتمال اول است « 2 » ولى احتمال دوّم را قوىتر و منطقىتر مىدانند و مىگويند دليل عقلى و نقلى و همچنين فقره پيشين آيه اين احتمال را تأييد مىكند ؛ زيرا پيامبر نيازى به تسكين و آرامش نداشت ، چون آرامش و طمأنينه هميشه همراه با پيامبر است ، بلكه اين ابو بكر بود كه در آن موقعيت اندوهگين و محزون گرديد . پس مناسب آن است كه سكينه و آرامش بر او فرودآيد .
قرطبى در اين باره اين چنين مىگويد :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
فيه قولان : أحدهما على النبيّ و الثاني على أبي بكر ، قال علماؤنا : و هو الأقوى ؛ لأنّه خاف على النبيّ من القوم ، فأنزل اللّه سكينته عليه » ؛ « 3 »
در اينكه سكينه بر چه كسى فرودآمده اختلاف است ، يك قول نزول سكينه را بر پيامبر مىداند و قول ديگر كه قوىتر است نزول سكينه را بر ابو بكر دانسته است ، چون او بر جان پيامبر ترسيد پس سكينه بر او نازل شد .
صاحب الوسيط نيز چنين مىنويسد :
« و قوله
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
قال ابن عباس في رواية سعيد بن جبير : على
هامش
( 1 ) . روح المعانى ، ج 6 ، ص 145
( 2 ) . ر . ك : اسماعيل ابن كثير ، تفسير القرآن العظيم ، ج 2 ، ص 358 .
( 3 ) . الجامع لأحكام القرآن ، ج 8 ، ص 148