نقض كردهاند .
وزير پرسيد : چگونه ؟ !
علوى فرمود : چون عمر گفت : « دو متعه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حلال بود كه من آن دو را حرام مىكنم : متعهء حجّ و متعهء زنان » .
اگر گفتار « عمر » درست است ، پس چرا عالمان شما نظر او را در مورد حجّ رعايت نكردهاند ؟ آنان با نظر « عمر » مخالفت كرده و گفتهاند : متعهء حجّ صحيح است با آنكه عمر حرام كرده است !
اگر گفتهء « عمر » باطل و نادرست است ، چرا علماى شما از نظر او در مورد تحريم متعهء زنان پيروى كرده و با او موافقت كردهاند ؟ !
وزير ساكت شد و چيزى نگفت .
شاه رو به حاضران كرد وگفت : چرا پاسخ علوى را نمىگوييد ؟ !
يكى از عالمان شيعه - به نام شيخ حسن قاسمى - گفت :
اين ايراد و اشكال بر « عمر » و كسانى كه از او پيروى كردهاند وارد است ؛ به همين دليل است كه افراد حاضر در جلسه براى پرسش سيّد ما علوى - حفظه اللَّه تعالى - پاسخى ندارند .
پادشاه گفت : پس اين موضوع را واگذاريد و در موضوع ديگرى بحث كنيد .
مؤتمر علماء بغداد (اين است راه حق يا كنگره عالمان بغداد) (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: مقاتل ابن عطية
ص٦١