كار خود را به ترتيب ابتدا از بتها كه نمايندهء اجرام آسمانى بودند ، شروع كرد و بعد از ستاره كه معبود كوچك بود به ماه معبود متوسط و آنگاه به خورشيد كه بزعم آنان معبود بزرگ و منشأ ساير آلهه بود ، روى آورد و اظهار داشت : « اين پروردگار من است ، اين بزرگتر است » « 1 » ؛ آرى ، خورشيد ، هم از نظر حجم بزرگتر از ماه و ديگر سيارات است و هم از نظر تأثير بر روى موجودات زمينى و هدايت و روشنايى ؛ چرا كه ماه و سيارات ديگر نور خود را از خورشيد مىگيرند و پيدايش ابر و باران و رويش گياهان و زندگى و گرمى و روشنايى حيوانات و انسان به نور خورشيد وابسته است . امّا وقتى همين معبود كه از ماه و ستارگان بزرگتر و مهمّتر بود ، غروب كرد ابراهيم گفت : « اى قوم ! من از آنچه شما شريك خدا قرار مىدهيد ، بيزارم » .
اين بيزارى - همانطوركه قبلا گفته شد - مىتواند از چند جهت باشد :
افول و غروب ، خود نقصى است كه فطرت كمال جوى انسان از آن گريزان است و نسبت به آن دچار دلزدگى مىشود .
وقتى سركردهء ساير آلهه يعنى خورشيد افول و غروب مىكند و رو به زوال مىگذارد ، انسان را نه تنها در مورد خورشيد بلكه در مورد ماه و ستارگان و بتها نيز دچار يأس و نوميدى مىسازد .
گر كشندت نيمهشب خورشيد كو * تا بنالى يا امان خواهى ازو
حادثات اغلب به شب واقع شود * و آن زمان معبود تو غايب شود
هامش
( 1 ) . انعام : 76 .