لشكركشى وى به ايران ، محاصره سمرقند و رفتنش به چين ، از گزافهگويى و افسانهسرايى اخبار يمن است و فتوحات شمر از حدود معينى تجاوز نكرده است . « 1 » 2 . صعب بن همال حميرى ( 320 - 300 م ) از نظر ابن دريد در كتاب و شاح و قس بن ساعده در اشعارش
و الصعب ذو القرنين اصبح ثاويا * باللحد بين ملاعب الارباح « 2 »
3 . منذر بن ماء السماء در اشعار امرؤ القيس به عنوان ذو القرنين ياد شده است . « 3 »
اصد نشاص ذى القرنين حتى * تولى عارض الملك الهمام « 4 »
4 .
اسكندر كبير ( 356 - 323 ق م )
مفسرين قديم مانند طبرى ، طوسى ، طبرسى ، ابو الفتوح رازى ، فخر رازى ميبدى ، و بيضاوى و مواهب عليه ، ذو القرنين را اسكندر رومى ( 356 - 323 ق م ) دانسته و در نبوت او اختلاف كردهاند .
در تفسير زاد المسير آمده كه خداوند ابر را در تسخير او در آورده بود تا بر او سوار شده و هر كجا مىخواست ، مىرفت . روزى كه از روم بيرون آمد ، مصر را تسخير كرد و سپس با زنگيان پيكار كرد و بر آنان پيروز گشت و آنگاه عازم مغرب شد ، و به تعبير قرآن سببى را پى گرفت و به آن سبب توسل جسته مىرفت تا به مغرب زمين رسيد تا نزديك چشمهء آبگرمى بر ساحل درياى اقيانوس غربى با گروهى سبز چشم و سرخموى و با هيبت ، برخورد كرد . « 5 » ابن خلدون نيز ذو القرنين را اسكندر دانسته است « 6 » و اخيرا دكتر حسن صفوى در اين
هامش
( 1 ) . دكتر سيد حسن صفوى ، ذو القرنين كيست ، تهران انتشارات محمدى 1358 ، ص 41 ، 42 .
( 2 ) . بلوغ الارب فى معرقة احوال العرب ، ج 1 ، ص 177 .
( 3 ) . دائرة المعارف الاسلامية ، ج 9 ، ص 403 .
( 4 ) .Six Divans : Ahlwardt p. 158 .
( 5 ) . تفسير مواهب عليه ( حسينى ) ، ص 656 .
( 6 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ج 1 ، ص 146 .