موسيل رأى موريتس را تأييد كرده ولى نگفته است كه آن ارم است . « 1 » تحقيقاتى كه انستيتو فرانسه در قدس كرده است درستى اين رأى را آشكار ساخت .
زيرا در نبشتههاى نبطى در پرستشگاهى در رم گفته شده كه نام اينجا ارم است . « 2 » بنابراين معلوم مىشود كه اين محل نام باستانى خود را نگاه داشته و اخيرا تبديل به رم شده است .
در سال 1932 هورسفيلد از ادارهء باستانشناسى اردن در كوهستان رم در 25 ميلى شرق عقبه به كاوش پرداخت . در درهاى نزديك چشمهء آبى آثار باستانى كشف شد . « 3 » اين كاوشها ، تحقيقات ساوينياك و گليدن را به اين نتيجه رساند كه اين همان ارم يادشده در قرآن است كه پيش از اسلام رو به ويرانى نهاده و هنگام پيدايش اسلام از آن جز چشمهء آبى در راه بازرگانان و كاروانيان رفتوآمدكننده ميان شام - مصر - حجاز به جاى نمانده است . « 4 »
آثار ابراهيم ( ع ) در اردن
فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي
. « 5 » لوط به او ايمان آورد و ابراهيم ( ع ) گفت من بسوى پروردگارم مهاجرم .
حضرت ابراهيم خليل ( ع ) پس از عبور از نهر فرات در عراق و ورود به سرزمين شام به سوى كنعان ( شامل سوريه ، نهر اردن ، سواحل بحر الميت و لبنان و فلسطين ) ، رهسپار شد . « 6 » و چون متوجه گشت كه مردم شهر سدوم و شهركهاى پيرامون درياى ميت ( درياى لوط ) يعنى عموره ، ادمه ، صبوئيم و بالع ، دچار انحراف جنسى شدهاند ، برادرزاده خود ،
هامش
( 1 ) .Musil , The Nortern Hegaz , P. 273 .
( 2 ) .Boasor , Number. 15 .P، 1939 ، 73
( 3 ) .Revue Biblique , XLI، 1932 ،P. 581 ؛XLII. 1933p. 405 ؛XLIII، 1934 ،P. 572 ،Xliv، 1935 ،P. 245 .
( 4 ) . دكتر جواد على ، تاريخ مفصل عرب قبل از اسلام ، ج 1 ، ص 285 - 286 .
( 5 ) . عنكبوت : 26 .
( 6 ) . دكتر محمد البهى ، تفسير سورهء اعراف ، ص 74 .