وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ
. « 1 » آيا نديدى كه چگونه عمل كرد پروردگارت نسبت به عاد كه ارم ستون دار داشت ، همانكه مانندش در [ هيچيك از ] شهرها ساخته نشده بود . و نيز قوم ثمود كه در وادى القرى [ خانه ] سنگ مىبريدند [ و مىتراشيدند ] .
در اين آيه ارم ذات العماد به عاد نسبت داده شده است . بعضى محل آن را بيابانى ميان عدن و حضرموت دانستهاند و گفتهاند شدّاد ، پس از شنيدن وصف بهشت آن را از زر و سيم و در و ياقوت ساخت ولى چون نسبت به خدا كافر بود ، هلاك شد .
بعضى هم جايگاه ارم را اسكندريه دانستهاند و مىگويند اسكندر كبير در اسكندريه ويرانههاى عظيمى كه داراى ستونهاى مرمر بوده كشف مىكند و در آن كتيبهاى مىيابد كه از بناى آن بر وفق الگوى ارم ذات العماد نخستين سخن مىگويد . « 2 » برخى مقصود از ارم را با دمشق منطبق دانستهاند .
و داستانى ديگر حاكى است كه يكى از صحابه در عصر معاويه در جستجوى شترش به ويرانههاى عجيبى كه در دل شنها مدفون بوده ، برخورد مىكند كه كعب الاحبار آن را باقى مانده ارم تلقى مىكند . ابن خلدون اين داستان را از افسانههاى خرافى مىشمارد . « 3 » بعضى از خاورشناسان عاد را با آوآدتيس « 4 » مذكور و آثار كلاسيك كه به قول بطلميوس در شمال غربى جزيرة العرب مىزيستند ، يكى دانستهاند .
موريتس جبل رم واقع در اردن در 45 كيلومترى شمال عقبه ، را همان ارم ذات العماد و آن را مطابق با محلى دانسته است كه بطلميوس به نام آراماوآ « 5 » از آن اسم برده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . فجر : 6 - 9 .
( 2 ) . دائرة المعارف اسلام به انگليسى ، چاپ جديد ، ج 3 ، ص 1270 .
( 3 ) . مقدمه ابن خلدون ، ج 11 ، ص 23 و 24 .
( 4 ) .Oadites.
( 5 ) .Aramawa.
( 6 ) .B . Morits , Ausfluege in der arabia Petraea in MFOB III . S. 395 .