به حاكمى و سرپرستى پناه ببرد خداى سبحان الملك الحق است و اگر بخواهد به معبود پناه ببرد ، خدا معبود اوست . از آنچه گفته شد علّت تخصيص صفات سهگانه از ميان اوصاف خداوند معلوم گرديد ، نيامدن عطف دليل سبب مستقل بودن هر يك از سه وصف است مانند
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . اللَّهُ الصَّمَدُ . . .
« 1 » پس اوصاف سه گانه مشعر به علت هستند .
در آيهء چهارم مىخوانيم : اين پناه بردن ، از شر و ضرر وسواس و حديث نفس و خيال باطل است كه منشأ اعمال حرام و زشت مىشود ، و آن بسيار پنهان و مخفى در ضمير انسان است كه جز خدا و انسان كسى از آن آگاه نيست ، آمدن لفظ خناس ظاهرا براى آنست كه در اثر مخفى بودن كسى قدرت دفع خطر آن را ندارد مگر خدا . على هذا « الخناس » صفت « الوسواس » است .
5 -
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
وصف
الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ
است ، الميزان صدور را نفوس و ارواح گفته است كه متعلق وسواس از انسان مبدء ادراك او است كه همان نفس باشد .
ناگفته نماند در اين زمينه بايد بيشتر دقت كرد ، در آيه ديگر مىخوانيم
فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
حج / 46 .
6 -
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
.
بيان وسواس خناس است يعنى اين وسواس دو منشأ دارد چنان كه گفته شد در مجمع البيان از تفسير عيّاشى از ابان بن تغلب از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند : هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه به قلب او در سينهاش دو تا گوش هست . گوشى كه در آن فرشته مىدمد و گوشى كه در آن وسواس خناس مىدمد ، خدا مؤمن را با فرشته تأييد مىكند آن است قول : خدا
وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ
.
هامش
( 1 ) الميزان به اختصار و ترجمه آزاد