تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
دو جريان پروردگارت را حمد ، تسبيح و استغفار كن . 1 -
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
مراد از فتح بىشك فتح مكه و الف و لام آن براى عهد است ، نصر اللَّه و فتح هر دو يكى است ، آن بشارتى بود پيش از واقع شدن فتح مكه . 2 -
وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً
عطف است بر
جاءَ نَصْرُ اللَّهِ
يعنى : « اذا رأيت الناس يدخلون . . . » چون مكه مشرفه در سال هشتم هجرت فتح گرديد ، شيرازهء كفر از هم پاشيد ، در نتيجه مردم به اسلام روى آوردند ، قبائل عرب نمايندگان خويش را بمدينه گسيل مىداشتند و به اسلام و دين خدا داخل مىشدند ، بطورى كه سال نهم هجرت را « سنة الوفود » نام نهاده‌اند يعنى سالى كه وفدها و هيئت‌هاى قبائل براى اظهار اسلام به مدينه آمدند . اين هم يكى از بشارات و معجزات قرآن مجيد بود كه بوقوع پيوست . 3 -
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً
خداوند در اين آيه سه دستور به آن حضرت مىدهد : اول تسبيح و تنزيه خدا دوم حمد و ثناى خدا ، سوم : طلب مغفرت از خدا . بايد دانست كه تسبيح و حمد هر يك مستقل و جدا از همديگر هستند ، تسبيح در مقابل صفات جلال و حمد در مقابل صفات جمال و نعمتهاى خداوند است به عبارت ديگر آن گاه كه مىگوئيم سبحان اللَّه ، نظر به احديت ، عظمت ، ازليت ، ابديت ، بىنيازى خداست ، و آن گاه كه مىگوئيم الحمد للَّه نظر به نعمتها و كرامتهاست كه خدا به بندگان عنايت فرموده است ، باء در « به حمد » به معنى مصاحبت است يعنى خدايت را تسبيح گوى و حمد گوى . تسبيح و حمد به دنبال فتح و پيروزى اسلام كاملا موجه و در جاى خود واقع است ولى استغفار در اينجا چطور توجيه مىشود ، در بادى امر به نظر مىآيد
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 389 | على اكبر قرشى بنابى