شرحها
خلاصه مطلب آيات شريفه در بند پنج از كليات سوره گفته شد اين سوره ظاهرا شأن نزول بخصوصى نداشته است ، موقعيت آن روز ايجاب كرده و يا جريانى پيش آمده كه سبب نزول اين واقعيت بزرگ از جانب خداى منّان گشته است .
1 -
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ
.
براى « منفكين » بايد متعلّقى در نظر گرفته شود ، كفار از چه چيز منفك نبودند ، الميزان آن را « مقتضاى سنت هدايت » گرفته است يعنى سنت الهى بر آن جارى شده كه مردمان هدايت شوند ، كفار نيز از مقتضاى آن سنت ، جدا نبودند تا اينكه براى آنها رسول اللَّه بيايد و آمد .
در مجمع البيان آن را به قول نسبت داده و مىگويد : « لم يكونوا ليتركوا منفكين من حجج اللَّه حتى تأتيهم البينة » ، آياتى نظير :
إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى
ليل / 12 و امثال آن ، اين سنت الهى را بازگو مىكنند و آياتى نظير :
أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَنْ كُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ
زخرف / 5 حكايت دارند كه اعراض مردم سبب نمىشود كه خدا از سنت هدايت دست بردارد .
« من » در جمله
مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
اگر براى بيان باشد هيچ و اگر به معناى بعضيت باشد ، مراد آن گروهى از اهل كتاب است كه هنوز ايمان نياورده بودند ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در آن روز با دو گروه اهل كتاب و بتپرستان روبرو بود .
غرض از « البينة » رسول خداست چنان كه خواهد آمد .
2 و 3 -
رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ
.
« رسول » بيان « بينه » در آيه سابق است مراد از صحف اجزاء قرآن